حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 208غزل شمارهٔ 208شاعر: حافظوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: تنبودصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںخستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَدگر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد22نقل کریںما جفا از تو ندیدیم و تو خود نَپْسَندیآنچه در مذهبِ اربابِ طریقت نبود33نقل کریںخیره آن دیده که آبش نَبَرَد گریهٔ عشقتیره آن دل که در او شمعِ محبت نبود44نقل کریںدولت از مرغِ همایون طلب و سایهٔ اوزان که با زاغ و زَغَن شَهپَرِ دولت نبود55نقل کریںگر مدد خواستم از پیرِ مُغان عیب مکنشیخ ما گفت که در صومعه همّت نبود66نقل کریںچون طهارت نَبُوَد کعبه و بتخانه یکیستنَبُوَد خیر در آن خانه که عصمت نبود77نقل کریںحافظا علم و ادب ورز که در مجلسِ شاههر که را نیست ادب لایقِ صحبت نبود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیاد باد آن که سرِ کویِ توام منزل بوددیده را روشنی از خاکِ درت حاصل بودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 207اگلی نظمقتلِ این خسته به شمشیرِ تو تقدیر نبودور نه هیچ از دلِ بیرحمِ تو تقصیر نبودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 209◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیاغلامرضا آقاسیمحسن لیلهکوهیشاپرک شیرازیسهیل قاسمیفریدون فرحاندوزنازنین بازیانپری ساتکنی عندلیباحسان حلاجمحمدرضا کاکائیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیاد باد آن که سرِ کویِ توام منزل بوددیده را روشنی از خاکِ درت حاصل بودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 207
اگلی نظمقتلِ این خسته به شمشیرِ تو تقدیر نبودور نه هیچ از دلِ بیرحمِ تو تقصیر نبودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 209