حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 213غزل شمارهٔ 213شاعر: حافظوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اناستکهبودہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگوهرِ مخزنِ اسرار همان است که بودحُقِّهٔ مِهر بدان مُهر و نشان است که بود22نقل کریںعاشقان زُمرهٔ اربابِ امانت باشندلاجرم چشمِ گهربار همان است که بود33نقل کریںاز صبا پرس که ما را همه شب تا دمِ صبحبویِ زلفِ تو همان مونسِ جان است که بود44نقل کریںطالب لعل و گهر نیست وگرنه خورشیدهمچُنان در عملِ معدن و کان است که بود55نقل کریںکشتهٔ غمزهٔ خود را به زیارت دریابزانکه بیچاره همان دلنگران است که بود66نقل کریںرنگِ خونِ دلِ ما را که نهان میداریهمچنان در لبِ لعلِ تو عیان است که بود77نقل کریںزلفِ هندویِ تو گفتم که دگر رَه نزندسالها رفت و بدان سیرت و سان است که بود88نقل کریںحافظا بازنما قصه خونابهٔ چشمکه بر این چشمه همان آبِ روان است که بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بودوز لبِ ساقی شرابم در مَذاق افتاده بودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 212اگلی نظمدیدم به خوابِ خوش که به دستم پیاله بودتعبیر رفت و کار به دولت حواله بودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 214◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںلب لعل تو همان تلخ زبان است که بوددر نگین تو همان زهر نهان است که بودصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3565◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحسن لیلهکوهیفریبا علومی یزدیسهیل قاسمیافسر آریافریدون فرحاندوزم. کریمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیباحسان حلاجآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بودوز لبِ ساقی شرابم در مَذاق افتاده بودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 212
اگلی نظمدیدم به خوابِ خوش که به دستم پیاله بودتعبیر رفت و کار به دولت حواله بودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 214
لب لعل تو همان تلخ زبان است که بوددر نگین تو همان زهر نهان است که بودصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3565