حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 422غزل شمارهٔ 422شاعر: حافظوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ازامدهایہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای که با سلسلهٔ زلف دراز آمدهایفرصتت باد که دیوانهنواز آمدهای2نقل کریںساعتی ناز مفرما و بگردان عادتچون به پرسیدن ارباب نیاز آمدهای3نقل کریںپیش بالای تو میرم چه به صلح و چه به جنگچون به هر حال برازندهٔ ناز آمدهای4نقل کریںآب و آتش به هم آمیختهای از لب لعلچشم بد دور که بس شَعبدهباز آمدهای5نقل کریںآفرین بر دل نرم تو که از بهر ثوابکشتهٔ غمزهٔ خود را به نماز آمدهای6نقل کریںزهد من با تو چه سنجد که به یغمای دلممست و آشفته به خلوتگه راز آمدهای7نقل کریںگفت حافظ دگرت خرقه شراب آلودهستمگر از مذهب این طایفه باز آمدهای◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدرِ سرایِ مغان رُفته بود و آبزدهنشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زدهحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 421اگلی نظمدوش رفتم به در میکده خوابآلودهخرقه تر دامن و سجّاده شرابآلودهحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 423زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدلربایانه دگر بر سر ناز آمدهایاز دل من چه به جا مانده که باز آمدهایصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6802آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیشاپرک شیرازیسهیل قاسمیافسر آریاسارنگ صیرفیانفریدون فرحاندوزنازنین بازیانآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدرِ سرایِ مغان رُفته بود و آبزدهنشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زدهحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 421
دلربایانه دگر بر سر ناز آمدهایاز دل من چه به جا مانده که باز آمدهایصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6802