صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. حافظ
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 66

غزل شمارهٔ 66

شاعر: حافظ

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اریست

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: کلارک
Toggle stanza 1
11
بنال بلبل اگر با مَنَت سرِ یاری‌ست
که ما دو عاشق زاریم و کارِ ما زاری‌ست

O nightingale! bewail if, the desire of being a lover with me, thine is. For, we two are, weeping lovers; and our work, weeping is.

22
در آن زمین که نسیمی وزد ز طُرِّهٔ دوست
چه جایِ دم زدنِ نافه‌های تاتاری‌ست

In that land where bloweth the fragrant breeze from the Beloved’s tress, For boasting of the musk-pods of Tatar, what room is.

33
بیار باده که رنگین کنیم جامهٔ زرق
که مستِ جامِ غروریم و نام هشیاری‌ست

Bring the wine, wherewith we may becolour the garment of hypocrisy; For, we are intoxicated with the cup of pride; and the name of sensibleness is.

44
خیالِ زلفِ تو پختن نه کارِ هر خامی‌ست
که زیرِ سلسله رفتن طریقِ عیّاری‌ست

To devise the fancy for Thy tress, is not the work of immature ones: To go beneath the chain, the way of a bold one is.

55
لطیفه‌ای‌ست نهانی که عشق از او خیزد
که نام آن نه لبِ لعل و خطِ زنگاری‌ست

Wherefrom love ariseth, is a hidden subtlety, Whose name neither the ruby lip, nor the auburn hair is.

66
جمالِ شخص، نه چشم است و زلف و عارض و خال
هزار نکته در این کار و بارِ دلداری‌ست

The person’s beauty is not the eye, nor the tress, nor the cheek, nor the mole; In this matter many a thousand subtlety, heart-possessing is.

77
قلندرانِ حقیقت به نیم جو نخرند
قبایِ اطلس آن کس که از هنر عاری‌ست

For half a barleycorn Kalandars of the Path purchase not, The satin coat of that one who void of skill is.

88
بر آستان تو مشکل توان رسید آری
عروج بر فلکِ سروری به دشواری‌ست

To Thy threshold, one can reach only with difficulty. Yes: With difficulty, the ascent to the sky of joyousness is.

99
سحر کرشمهٔ چشمت به خواب می‌دیدم
زهی مراتب خوابی که بِه ز بیداری‌ست

In the morning, in a dream, I beheld the glance of union with Him: Oh excellent! when the stage of sleeping better than the waking is.

1010
دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ
که رستگاریِ جاوید در کم آزاری‌ست

Hafez! vex not His heart with weeping, and conclude: For, in little injuring, everlasting safety is.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خوش‌تر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟

ساقی کجاست؟ گو سببِ انتظار چیست؟

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 65

اگلی نظم

یا رب این شمع دل‌افروز ز کاشانهٔ کیست؟

جانِ ما سوخت، بپرسید که جانانهٔ کیست؟

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 67

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00