صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. غالب دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 188

غزل شمارهٔ 188

شاعر: غالب دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: انمنمیاید

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

چه عیش از وعده چون باور ز عنوانم نمی‌آید

به نوعی گفت می‌آیم که می‌دانم نمی‌آید

2

به ویرانی خشم لیکن جهان چون بی‌تو ویران است

اگر باشم به چین یاد از بیابانم نمی‌آید

3

گذشتم زان که بر زخم دل صدپاره خون گرید

خود او را خنده بر چاک گریبانم نمی‌آید

4

روش نگسسته و در سایه دیوار ننشسته

به کویش رشک بر مهر درخشانم نمی‌آید

5

دعای خیر شد در حق من نفرین به جان کردن

ز نفرین بس که می‌رنجد به لب جانم نمی‌آید

6

از آن بدخو ندانم چون دهد دلاله در پیدا

نویدی کز نوازش‌های پنهانم نمی‌آید

7

به راه کعبه زادم نیست، شادم کز سبکباری

به رفتن پای بر خار مغیلانم نمی‌آید

8

دلش خواهد که تنها سوی من روی آورد لیکن

فریب همرهان دانم ز نادانم نمی‌آید

9

دبیرم، شاعرم، رندم، ندیمم شیوه‌ها دارم

گرفتم رحم بر فریاد و افغانم نمی‌آید

10

شود بر هم ولی نز مهر، پندارد که در خوابم

شبی کآواز نالیدن ز زندانم نمی‌آید

11

ندارم باده غالب، گر سحرگاهش سر راهی

ببینی مست دانی کز شبستانم نمی‌آید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نه از شرمست کز چشم وی آسان برنمی‌آید

نگاهش با درازی‌های مژگان برنمی‌آید

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 187

اگلی نظم

کسی بامن چه در صورت پرستی حرف دین گوید

ز آزر گفت دانم گر ز صورت آفرین گوید

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 189

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور