صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. غالب دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 175

غزل شمارهٔ 175

شاعر: غالب دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ندشبود

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

قدر مشتاقان چه داند؟ درد ما چندش بود؟

آن که دایم کار با دلهای خرسندش بود

2

شاهد ما همنشین آرای و رنگین محفل ست

لاجرم در بند خویش ست آن که در بندش بود

3

در نگارین روضه فردوس نگشاید دلش

آن که در بند دروغ راست مانندش بود

4

آن که از شنگی به خاموشی دل از ما می برد

وای گر چون ما زبان نکته پیوندش بود

5

در ستم حق ناشناسش گفتن از انصاف نیست

آن که چندین تکیه بر حلم خداوندش بود

6

هیچ دانی این همه شور عتاب از بهر چیست؟

تا جگرها تشنه موج شکرخندش بود

7

نازم آن خودبین که ناید غیر خویشش در نظر

گر به خاک رهگذار دوست سوگندش بود

8

آن که خواهد در صف مردان بقای نام خویش

خون دشمن سرخ تر از خون فرزندش بود

9

با خرد گفتم نشان اهل معنی بازگوی

گفت گفتاری که با کردار پیوندش بود

10

غالبا زنهار بعد از ما به خون ما مگیر

قاتل ما را که حاکم آرزومندش بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دانست کز شهادتم امید حور بود

برگشتنم ز دین دم بسمل ضرور بود

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 174

اگلی نظم

چه خیزد از سخنی کز درون جان نبود

بریده باد زبانی که خونچنان نبود

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 176

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور