صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. غالب دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 225

غزل شمارهٔ 225

شاعر: غالب دهلوی

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

قافیہ: نگشتهجمع

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

شادم که بر انکار من شیخ و برهمن گشته جمع

کز اختلاف کفر و دین خود خاطر من گشته جمع

2

مقتول خویشان خودم جویید خونریز مرا

زینان که بر نعش منند از بهر شیون گشته جمع

3

در گریه تا رفتم ز خود اندوهم از سر تازه شد

بر هیئت دل لخت دل بازم به دامن گشته جمع

4

رقصم به ذوق روی او چون بینم اندر کوی او

هم رفته نفت و بوریا هم سنگ و آهن گشته جمع

5

ای آن که بر خاک درش تنهای بی جان دیده ای

بر گوشه بامش نگر جانهای بی تن گشته جمع

6

نازم ادای پرفنش کز کشتگان در مخزنش

کنجی ز مغفر گشته پر گنجی ز جوشن گشته جمع

7

خطش به تاراج دلم کار تبسم می کند

بر برق چشمک می زنم مورم به خرمن گشته جمع

8

ای عاشق بیچاره را در کوه و صحرا داده سر

فوجی ز خویشانش نگر در کوی و برزن گشته جمع

9

هی هی چه خوش باشد بدی آتش به پیش و مرغ و می

از بذله سنجان چند کس در یک نشیمن گشته جمع

10

صبح است و گوناگون اثر غالب چه خسبی بی‌خبر

نیکان به مسجد رفته در رندان به گلشن گشته جمع

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تا رغبت وطن نبود از سفر چه حظ؟

آن را که نیست خانه به شهر از خبر چه حظ؟

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 224

اگلی نظم

تا تف شوق تو انداخته جان در تن شمع

شرر از رشته خویش ست به پیراهن شمع

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 226

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور