صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. غالب دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 257

غزل شمارهٔ 257

شاعر: غالب دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: تمیکنم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

می‌ربایم بوسه و عرض ندامت می‌کنم

اختراعی چند در آداب صحبت می‌کنم

22

ناتوانم برنتابم صدمه لیک از فرط آز

تا درآویزد به من اظهار طاقت می‌کنم

33

گویی از دشواری غم اندکی دانسته است

می‌کشد بی‌جرم و می‌داند مروت می‌کنم

44

در تپش هر ذره از خاکم سویدای دل است

هرچه از من رفت و هم بر خویش قسمت می‌کنم

55

غافلم زان پیچ و تاب غصه کز غم در دل است

دل شکاف آهی به امید فراغت می‌کنم

66

سنگ و خشت از مسجد ویرانه می‌آرم به شهر

خانه‌ای در کوی ترسایان عمارت می‌کنم

77

کرده‌ام ایمان خود را دستمزد خویشتن

می‌تراشم پیکر از سنگ و عبادت می‌کنم

88

چشم بد دور التفاتی در خیال آورده‌ام

هرچه دشمن می‌کند با دوست نسبت می‌کنم

99

دستگاه گل‌فشانی‌های رحمت دیده‌ام

خنده بر بی‌برگی توفیق طاعت می‌کنم

1010

زنگ غم ز آیینه دل جز به می نتوان زدود

دردم از دهر است و با ساقی شکایت می‌کنم

1111

غالبم غالب هم آیین برنتابم در سخن

بزم بر هم می‌زنم چندان که خلوت می‌کنم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خود را همی به نقش طرازی علم کنم

تا با تو خوش نشینم و نظاره هم کنم

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 256

اگلی نظم

رفتم که کهنگی ز تماشا برافگنم

در بزم رنگ و بو نمطی دیگر افگنم

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 258

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنم

در لباسِ فقر کارِ اهلِ دولت می‌کنم

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 352

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور