صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. غالب دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 109

غزل شمارهٔ 109

شاعر: غالب دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ایشمپیچ

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ای که نبوی هر چه نبود در تماشایش مپیچ

نیست غیر از سیمیا عالم، به سودایش مپیچ

2

موجه از دریا، شعاع از مهر حیرانی چراست؟

محو اصل مدعا باش و بر اجزایش مپیچ

3

آسمان وهم ست از برجیس و کیوانش مگوی

نقش ما هیچ ست بر پنهان و پیدایش مپیچ

4

آخر از مینا به جاه و پایه افزون نیستی

بنده ساقی شو و گردن ز ایمایش مپیچ

5

صورتی باید که باشد نغز و زیبا روزگار

گو به اکسونش مپوش و گو به دیبایش مپیچ

6

نامه عنوانش بنام تست زان رو تازه است

داغ غم دارد سوادش بر سراپایش مپیچ

7

دل از آن تست و نعمتهای الوانش تراست

سخت در هم چون سماط خوان یغمایش مپیچ

8

ای هوس کارت ز گستاخی به بی رحمی کشید

نازکیهای میانش بین به بالایش مپیچ

9

بیش ازین کی بود این هم التفاتی بوده است

اینقدر بر خود ز رنجشهای بیجایش مپیچ

10

نعش غالب همچنین بر جا گذار آخر شبست

خیز و در کحلی پرند گوهرآمایش مپیچ

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

جلوه می خواهیم آتش شو هوای ما مسنج

دستگاه خویش بین و مدعای ما مسنج

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 108

اگلی نظم

در پرده شکایت ز تو داریم و بیان هیچ

زخم دل ما جمله دهانست و زبان هیچ

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 110

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور