صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. غالب دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 209

غزل شمارهٔ 209

شاعر: غالب دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ایشمینویس

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

هر که را بینی ز می بیخود، ثنایش می نویس

بهر دفع فتنه حرزی از برایش می نویس

2

ای رقم سنج یمین دوست بیکاری چرا

خود سپاس دست خنجر آزمایش می نویس

3

آنچه همدم هر شب غم بر سرم می بگذرد

هر سحر یکسر به دیوار سرایش می نویس

4

گر همین دیو و غریو و رنگ و نیرنگست و بس

هر کجا شیخی ست کافر ماجرایش می نویس

5

خواریی کاندر طریق دوستداری رو دهد

از مداد سایه بال همایش می نویس

6

می فرستی نامه وین را چشم زخمی در پی ست

چشم حاسد کور بادا در دعایش می نویس

7

هر که بعد از مرگ عاشق بر مزارش گل برد

فتوی از من در بتان زود آشنایش می نویس

8

رحمی از معشوق هر جا در کتابی بنگری

بر کنار آن ورق جانها فدایش می نویس

9

ای که با یارم خرامی گر دل و دستیت هست

نام من در رهگذر بر خاک پایش می نویس

10

هر کجا غالب تخلص در غزل بینی مرا

می تراش آن را و مغلوبی به جایش می نویس

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تیغ از نیام بیهده بیرون نکرده کس

ما را به هیچ کشته و ممنون نکرده کس

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 208

اگلی نظم

من و نظاره رویی که وقت جلوه از تابش

همی بر خویشتن لرزد پس آیینه سیمابش

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 210

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور