صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. غالب دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 76

غزل شمارهٔ 76

شاعر: غالب دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: نست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تا به سویم نظر لطف «جمس تامسن » است

سبزه ام گلبن و خارم گل و خاکم چمنست

2

ای که تا نام تو آرایش عنوان بخشید

صفحه نامه به شادابی برگ سمنست

3

کلکم از تازگی مدح تو درباره خویش

شارح «انبته الله نباتا حسن »ست

4

گهرافشانی مدح تو به جنبش آورد

خامه ام را که کلید در گنج سخنست

5

هر دم از رای منیر تو کند کسب ضیا

مهر تابان که فروزنده این انجمنست

6

به خیال تو به مهتاب شکیبم که مگر

عکس روی تو درین آینه پرتوفگنست

7

راست گفتارم و یزدان نپسندد جز راست

حرف ناراست سرودن روش اهرمنست

8

آنچنان گشته یکی دل به زبانم که مرا

می توان گفت که لختی ز دل اندر دهنست

9

راستی این که دم مهر و وفای تو به دل

با هم آمیخته مانند روان با بدنست

10

دوری از دیده اگر روی دهد دور نه ای

زان که پیوسته ترا در دل زارم وطنست

11

داورا گرچه همایم به همایون سخنی

لیک در دهر مرا طالع زاغ و زغنست

12

جز به اندوه دل و رنج تنم نفزاید

ناله هر چند ز اندوه دل و رنج تنست

13

سینه می سوزد از آن اشک که در دامن نیست

به جگر می خلد آن خار که در پیرهنست

14

بی کسی های من از صورت حالم دریاب

مرده ام بر سر راه و کف خاکم کفنست

15

حیف باشد که دلم مرده و پرسش نکنی

به جهان پرسش ماتم زده رسم کهنست

16

چشم دارم که فرستی به جواب غزلم

آن رضانامه که از لطف تو مطلوب منست

17

غالب خسته به جان جای بر آن در دارد

گر به تن معتکف گوشه بیت الحزنست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گرد ره خویش از نفسم باز ندانست

ننگش ز خرام آمد و پرواز ندانست

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 75

اگلی نظم

ای که گفتی غم درون سینه جانفرساست، هست

خامشیم اما اگر دانی که حق با ماست، هست

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 77

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور