فردوسی»شاهنامه»رزم کاووس با شاه هاماوران»بخش 4بخش 4شاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںیکی مرد بیدار جوینده راهفرستاد نزدیک کاووس شاه22نقل کریںبه نزدیک سالار هاماورانبشد نامداری ز کندآوران33نقل کریںیکی نامه بنوشت با گیر و دارپر از گرز و شمشیر و پرکارزار44نقل کریںکه بر شاه ایران کمین ساختیبپیوستن اندر بد انداختی55نقل کریںنه مردی بود چاره جستن به جنگنرفتن به رسم دلاور پلنگ66نقل کریںکه در جنگ هرگز نسازد کمیناگر چند باشد دلش پر ز کین77نقل کریںاگر شاه کاووس یابد رهاتو رستی ز چنگ و دم اژدها88نقل کریںوگرنه بیارای جنگ مرابه گردن بپیمای هنگ مرا99نقل کریںفرستاده شد نزد هاماورانبدادش پیام یکایک سران1010نقل کریںچو پیغام بشنید و نامه بخواندز کردار خود در شگفتی بماند1111نقل کریںچو برخواند نامه سرش خیره شدجهان پیش چشمش همه تیره شد1212نقل کریںچنین داد پاسخ که کاووس کیبه هامون دگر نسپرد نیز پی1313نقل کریںتو هرگه که آیی به بربرستاننبینی مگر تیغ و گرز گران1414نقل کریںهمین بند و زندانت آراستستاگر رایت این آرزو خواستست1515نقل کریںبیایم بجنگ تو من با سپاهبرین گونه سازیم آیین و راه1616نقل کریںچو بشنید پاسخگو پیلتندلیران لشکر شدند انجمن1717نقل کریںسوی راه دریا بیامد به جنگکه بر خشک بر بود ره با درنگ1818نقل کریںبه کشتی و زورق سپاهی گرانبشد تا سر مرز هاماوران1919نقل کریںبه تاراج و کشتن نهادند رویز خون روی کشور شده جوی جوی2020نقل کریںخبر شد به شاه هماور ازینکه رستم نهادست بر رخش زین2121نقل کریںببایست تا گاهش آمد به جنگنبد روزگار سکون و درنگ2222نقل کریںچو بیرون شد از شهر خود با سپاهبه روز درخشان شب آمد سیاه2323نقل کریںچپ و راست لشکر بیاراستندبه جنگ اندرون نامور خواستند2424نقل کریںگو پیلتن گفت جنگی منمبه آوردگه بر درنگی منم2525نقل کریںبرآورد گرز گران را به دوشبرانگیخت رخش و برآمد خروش2626نقل کریںچو دیدند لشکر بر و یال اویبه چنگ اندرون گرز و گوپال اوی2727نقل کریںتو گفتی که دلشان برآمد ز تنز هولش پراگنده شد انجمن2828نقل کریںهمان شاه با نامور سرکشانز رستم چو دیدند یک یک نشان2929نقل کریںگریزان بیامد به هاماورانز پیش تهمتن سپاهی گران3030نقل کریںچو بنشست سالار با رایزندو مرد جوان خواست از انجمن3131نقل کریںبدان تا فرستد هم اندر زمانبه مصر و به بربر چو باد دمان3232نقل کریںیکی نامه هر یک به چنگ اندروننوشته به درد دل از آب خون3333نقل کریںکزین پادشاهی بدان نیست دوربهم بود نیک و بد و جنگ و سور3434نقل کریںگرایدونک باشید با من یکیز رستم نترسم به جنگ اندکی3535نقل کریںوگرنه بدان پادشاهی رسددرازست بر هر سویی دست بد3636نقل کریںچو نامه به نزدیک ایشان رسیدکه رستم بدین دشت لشکر کشید3737نقل کریںهمه دل پر از بیم برخاستندسپاهی ز کشور بیاراستند3838نقل کریںنهادند سر سوی هاماورانزمین کوه گشت از کران تا کران3939نقل کریںسپه کوه تا کوه صف برکشیدپی مور شد بر زمین ناپدید4040نقل کریںچو رستم چنان دید نزدیک شاهنهانی برافگند مردی به راه4141نقل کریںکه شاه سه کشور برآراستندبر این گونه از جای برخاستند4242نقل کریںاگر جنگ را من بجنبم ز جایندانند سر را بدین کین ز پای4343نقل کریںنباید کزین کین به تو بد رسدکه کار بد از مردم بد رسد4444نقل کریںمرا تخت بربر نیاید به کاراگر بد رسد بر تن شهریار4545نقل کریںفرستاده بشنید و آمد دوانبه نزدیک کاووس کی شد نهان4646نقل کریںپیام تهمتن همه باز راندچو بشنید کاووس خیره بماند4747نقل کریںچنین داد پاسخ که مندیش ازیننه گسترده از بهر من شد زمین4848نقل کریںچنین بود تا بود گردان سپهرکه با نوش زهرست با جنگ مهر4949نقل کریںو دیگر که دارنده یار منستبزرگی و مهرش حصار منست5050نقل کریںتو رخش درخشنده را ده عنانبیارای گوشش به نوک سنان5151نقل کریںازیشان یکی زنده اندر جهانممان آشکارا نه اندر نهان5252نقل کریںفرستاده پاسخ بیاورد زودبر رستم زال زر شد چو دود5353نقل کریںتهمتن چو بشنید گفتار اویبسیچید و زی جنگ بنهاد روی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمغمی بد دل شاه هاماورانز هرگونهای چاره جست اندرانفردوسی»شاهنامه»رزم کاووس با شاه هاماوران»بخش 3اگلی نظمدگر روز لشکر بیاراستنددرفش از دو رویه بپیراستندفردوسی»شاهنامه»رزم کاووس با شاه هاماوران»بخش 5◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمغمی بد دل شاه هاماورانز هرگونهای چاره جست اندرانفردوسی»شاهنامه»رزم کاووس با شاه هاماوران»بخش 3
اگلی نظمدگر روز لشکر بیاراستنددرفش از دو رویه بپیراستندفردوسی»شاهنامه»رزم کاووس با شاه هاماوران»بخش 5