فردوسی»شاهنامه»آغاز کتاب»بخش 7 - گفتار اندر ستایش پیغمبربخش 7 - گفتار اندر ستایش پیغمبرشاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: عندلیب و دیگرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتو را دانش و دین رهاند درستدرِ رستگاری ببایدت جست22نقل کریںوگر دل نخواهی که باشد نژندنخواهی که دائم بُوی مستمند33نقل کریںبه گفتارِ پیغمبرت راه جویدل از تیرگیها بدین آب شوی44نقل کریںچه گفت آن خداوند تنزیل و وحیخداوند امر و خداوند نهی55نقل کریںکه خورشید بعد از رسولانِ مِهنتابید بر کس ز بوبکر بِه66نقل کریںعمر کرد اسلام را آشِکاربیاراست گیتی چو باغِ بهار77نقل کریںپس از هر دو آن بود عثمان گزینخداوند شرم و خداوند دین88نقل کریںچهارم علی بود جفت بتولکه او را به خوبی ستاید رسول99نقل کریںکه من شهر علمم علیم در استدرستْ این سخنْ قولِ پیغمبر است1010نقل کریںگواهی دهم کاین سخنها از اوستتو گویی دو گوشم پُرِ آوازِ اوست1111نقل کریںعلی را چنین گفت و دیگر همینکز ایشان قوی شد به هر گونه دین1212نقل کریںنبیّْ آفتاب و صحابان چو ماهبه همبستهٔ یکدگر راست راه1313نقل کریںمنم بندهٔ اهل بیت نبیستایندهٔ خاک پای وصی1414نقل کریںحکیمْ این جهان را چو دریا نهادبرانگیخته موج از او تندباد1515نقل کریںچو هفتاد کشتی بر او ساختههمه بادبانها بر افراخته1616نقل کریںیکی پهنْ کشتی به سانِ عروسبیاراسته همچو چشم خروس1717نقل کریںمحمّد بدو اندرون با علیهمان اهل بیتِ نبیّ و ولی1818نقل کریںخردمند کز دور دریا بدیدکرانه نه پیدا و بن ناپدید1919نقل کریںبدانست کو موج خواهد زدنکس از غرق بیرون نخواهد شدن2020نقل کریںبه دل گفت اگر با نبی و وصیشوم غرقه دارم دو یار وفی2121نقل کریںهمانا که باشد مرا دستگیرخداوند تاج و لوا و سریر2222نقل کریںخداوندِ جویِ می و انگبینهمان چشمهٔ شیر و ماءِ معین2323نقل کریںاگر چشم داری به دیگر سرایبه نزد نبی و علی گیر جای2424نقل کریںگرت زین بد آید گناهِ من استچنین است و اینْ دین و راهِ من است2525نقل کریںبر این زادم و هم بر این بُگْذرمچنان دان که خاکِ پیِ حیدرم2626نقل کریںدلت گر به راه خطا مایل استتو را دشمن اندر جهانْ خودْ دل است2727نقل کریںنباشد جز از بیپدر دشمنشکه یزدان به آتش بسوزد تنش2828نقل کریںهر آنکس که در جانش بغض علیستاز او زارتر در جهان زار کیست؟2929نقل کریںنگر تا نداری به بازی جهاننه برگردی از نیک پی همرهان3030نقل کریںهمه نیکیات باید آغاز کردچو با نیکنامان بُوی همنورد3131نقل کریںاز این در سخن چند رانم همیهمانا کَرانش ندانم همی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچراغ اَست مَر تیره شَب را بَسیچبه بَد تا تَوانی تو هَرگز مَپیچفردوسی»شاهنامه»آغاز کتاب»بخش 6 - در آفرینشِ ماهاگلی نظمسخن هر چه گویم همه گفتهاندبَرِ باغِ دانش همه رُفتهاندفردوسی»شاهنامه»آغاز کتاب»بخش 8 - گفتار اندر فراهم آوردن کتاب◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبفرید حامدحمیدرضا محمدیفرشید ربانیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچراغ اَست مَر تیره شَب را بَسیچبه بَد تا تَوانی تو هَرگز مَپیچفردوسی»شاهنامه»آغاز کتاب»بخش 6 - در آفرینشِ ماه
اگلی نظمسخن هر چه گویم همه گفتهاندبَرِ باغِ دانش همه رُفتهاندفردوسی»شاهنامه»آغاز کتاب»بخش 8 - گفتار اندر فراهم آوردن کتاب