فردوسی»شاهنامه»منوچهر»بخش 28بخش 28شاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکار: محمدیزدانی جویندهآڈیومحمدیزدانی جویندهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیومحمدیزدانی جویندهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمنوچهر را سال شد بر دو شستز گیتی همی بار رفتن ببست2نقل کریںستارهشناسان برِ او شدندهمی ز آسمان داستانها زدند3نقل کریںندیدند روزش کشیدن درازز گیتی همی گشت بایست باز4نقل کریںبدادند زان روزِ تلخ آگهیکه شد تیره آن تخت شاهنشهی5نقل کریںگَهِ رفتن آمد به دیگر سرایمگر نزد یزدان بِهْ آیدت جای6نقل کریںنگر تا چه باید کنون ساختننباید که مرگ آورد تاختن7نقل کریںسخن چون ز داننده بشنید شاهبه رسم دگرگون بیاراست گاه8نقل کریںهمه موبدان و ردان را بخواندهمه راز دل پیش ایشان براند9نقل کریںبفرمود تا نوذر آمدش پیشورا پندها داد ز اندازه بیش10نقل کریںکه این تخت شاهی فسونست و بادبرو جاودان دل نباید نهاد11نقل کریںمرا بر صد و بیست شد سالیانبه رنج و به سختی ببستم میان12نقل کریںبسی شادی و کام دل راندمبه رزم اندرون دشمنان ماندم13نقل کریںبه فر فریدون ببستم میانبه پندش مرا سود شد هر زیان14نقل کریںبجستم ز سلم و ز تور سترگهمان کین ایرج نیای بزرگ15نقل کریںجهان ویژه کردم ز پتیارههابسی شهر کردم بسی بارهها16نقل کریںچنانم که گویی ندیدم جهانشمار گذشته شد اندر نهان17نقل کریںنیرزد همی زندگانیش مرگدرختی که زهر آورد بار و برگ18نقل کریںازان پس که بردم بسی درد و رنجسپردم ترا تخت شاهی و گنج19نقل کریںچنان چون فریدون مرا داده بودترا دادم این تاج شاه آزمود20نقل کریںچنان دان که خوردی و بر تو گذشتبه خوشتر زمان بازم بایدت گشت21نقل کریںنشانی که مانَد همی از تو بازبرآید برو روزگار دراز22نقل کریںنباید که باشد جز از آفرینکه پاکی نژاد آورد پاک دین23نقل کریںنگر تا نتابی ز دین خدایکه دین خدای آورد پاک رای24نقل کریںکنون نو شود در جهان داوریچو موسی بیاید به پیغمبری25نقل کریںپدید آید آنگه به خاور زمیننگر تا نتابی بر او بر به کین26نقل کریںبدو بگرو آن دین یزدان بودنگه کن ز سر تا چه پیمان بود27نقل کریںتو مگذار هرگز ره ایزدیکه نیکی ازویست و هم زو بدی28نقل کریںازان پس بیاید ز ترکان سپاهنهند از بر تخت ایران کلاه29نقل کریںترا کارهای درشتست پیشگهی گرگ باید بدن گاه میش30نقل کریںگزند تو آید ز پور پشنگز توران شود کارها بر تو ننگ31نقل کریںبجوی ای پسر چون رسد داوریز سام و ز زال آنگهی یاوری32نقل کریںوزین نو درختی که از پشت زالبرآمد کنون برکشد شاخ و یال33نقل کریںازو شهر توران شود بیهنربه کین تو آید همان کینهور34نقل کریںبگفت و فرود آمد آبش برویهمی زار بگریست نوذر بروی35نقل کریں«بیآنکش بُدی هیچ بیماریی،نه از دردها هیچ آزاریی؛36نقل کریںدو چشم کیانی به هم بر نهاد،بپژمرد و برزد یکی سرد باد»37نقل کریںشد آن نامور پرهنر شهریاربه گیتی سخن ماند زو یادگار◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچو آگاهی آمد به سام دلیرکه شد پور دستان همانند شیرفردوسی»شاهنامه»منوچهر»بخش 27آڈیوصداکار منتخب کریںمحمدیزدانی جویندهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور