صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. فردوسی
  2. »شاهنامه
  3. »جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب
  4. »بخش 29

بخش 29

شاعر: فردوسی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

شب و روز یک هفته بر پای بود

تن آنجا و جانش دگر جای بود

22

سر هفته را گشت خسرو نوان

به جای پرستش نماندش توان

33

به هشتم ز جای پرستش برفت

بر تخت شاهی خرامید تفت

44

همه پهلوانان ایران سپاه

شگفتی فرومانده از کار شاه

55

از آن نامداران روز نبرد

همی هر کسی دیگر اندیشه کرد

66

چو بر تخت شد نامور شهریار

بیامد به درگاه سالار بار

77

بفرمود تا پرده برداشتند

سپه را ز درگاه بگذاشتند

88

برفتند با دست کرده به کش

بزرگان پیل افکن شیر فش

99

چو طوس و چو گودرز و گیو دلیر

چو گرگین و بیژن چو رهام شیر

1010

چو دیدند بردند پیشش نماز

از آن پس همه برگشادند راز

1111

که شاها دلیرا گوا داورا

جهاندار و بر مهتران مهترا

1212

چو تو شاه ننشست بر تخت عاج

فروغ از تو گیرد همی مهر و تاج

1313

فرازندهٔ نیزه و تیغ و اسب

فروزندهٔ فرخ آذرگشسب

1414

نترسی ز رنج و ننازی به گنج

به گیتی ز گنجت فزونست رنج

1515

همه پهلوانان ترا بنده‌ایم

سراسر به دیدار تو زنده‌ایم

1616

همه دشمنان را سپردی به خاک

نماندت به گیتی ز کس بیم و باک

1717

به هر کشوری لشکر و گنج توست

به جایی که پی برنهی رنج توست

1818

ندانیم کاندیشهٔ شهریار

چرا تیره شد اندر این روزگار

1919

ترا ز این جهان روز برخوردنست

نه هنگام تیمار و پژمردنست

2020

گر از ما به چیزی بیازرد شاه

از آزار او نیست ما را گناه

2121

بگوید به ما تا دلش خوش کنیم

پر از خون دل و رخ پر آتش کنیم

2222

وگر دشمنی دارد اندر نهان

بگوید به ما شهریار جهان

2323

همه تاجداران که بودند شاه

بدین داشتند ارج گنج و سپاه

2424

که گر سر ستانند و گر سر دهند

چو ترگ دلیران به سر برنهند

2525

نهانی که دارد بگوید به ما

همان چارهٔ آن بجوید ز ما

2626

بدیشان چنین گفت پس شهریار

که با کس ندارید کس کارزار

2727

به گیتی ز دشمن مرا نیست رنج

نشد نیز جایی پراکنده گنج

2828

نه آزار دارم ز کار سپاه

نه اندر شما هست مرد گناه

2929

ز دشمن چو کین پدر خواستم

به داد و به دین گیتی آراستم

3030

به گیتی پی خاک تیره نماند

که مهر نگین مرا برنخواند

3131

شما تیغها در نیام آورید

می سرخ و سیمینه جام آورید

3232

به جای چرنگ کمان نای و چنگ

بسازید با باده و بوی و رنگ

3333

به یک هفته من پیش یزدان به پای

ببودم به اندیشه و پاک‌رای

3434

یکی آرزو دارم اندر نهان

همی خواهم از کردگار جهان

3535

بگویم گشاده چو پاسخ دهید

به پاسخ مرا روز فرخ نهید

3636

شما پیش یزدان نیایش کنید

بر این کام و شادی ستایش کنید

3737

که او داد بر نیک و بد دستگاه

ستایش مر او را که بنمود راه

3838

از آن پس به من شادمانی کنید

ز بدها روان بی‌گمانی کنید

3939

بدانید کاین چرخ ناپایدار

نداند همی کهتر از شهریار

4040

همی بدرود پیر و برنا به هم

از او داد بینیم و زو هم ستم

4141

همه پهلوانان ز نزدیک شاه

برون آمدند از غمان جان تباه

4242

به سالار بار آن زمان گفت شاه

که بنشین پس پردهٔ بارگاه

4343

کسی را مده بار در پیش من

ز بیگانه و مردم خویش من

4444

بیامد به جای پرستش به شب

به دادار دارنده بگشاد لب

4545

همی گفت ای برتر از برتری

فزایندهٔ پاکی و مهتری

4646

تو باشی به مینو مرا رهنمای

مگر بگذرم ز این سپنجی سرای

4747

نکردی دلم هیچ نایافته

روان جای روشن دلان تافته

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بر این گونه تا سالیان گشت شصت

جهان شد همه شاه را زیردست

فردوسی»شاهنامه»جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب»بخش 28

اگلی نظم

چو یک هفته بگذشت ننمود روی

برآمد یکی غلغل و گفتگوی

فردوسی»شاهنامه»جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب»بخش 30

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور