صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. فردوسی
  2. »شاهنامه
  3. »پادشاهی اسکندر
  4. »بخش 30

بخش 30

شاعر: فردوسی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

وزان جایگه رفت خورشیدفش

بیامد دمان تا زمین حبش

2

ز مردم زمین بود چون پر زاغ

سیه گشته و چشمها چون چراغ

3

تناور یکی لشکری زورمند

برهنه تن و پوست و بالابلند

4

چو از دور دیدند گرد سپاه

خروشی برآمد ز ابر سیاه

5

سپاه انجمن شد هزاران هزار

وران تیره شد دیدهٔ شهریار

6

به سوی سکندر نهادند سر

بکشتند بسیار پرخاشخر

7

به جای سنان استخوان داشتند

همی بر تن مرد بگذاشتند

8

به لشکر بفرمود پس شهریار

که برداشتند آلت کارزار

9

برهنه به جنگ اندر آمد حبش

غمی گشت زان لشکر شیرفش

10

بکشتند زیشان فزون از شمار

بپیچید دیگر سر از کارزار

11

ز خون ریختن گشت روی زمین

سراسر به کردار دریای چین

12

چو از خون در و دشت آلوده شد

ز کشته به هر جای بر توده شد

13

چو بر توده خاشاکها برزدند

بفرمود تا آتش اندر زدند

14

چو شب گشت بشنید آواز گرگ

سکندر بپوشید خفتان و ترگ

15

یکی پیش رو بود مهتر ز پیل

به سر بر سرو داشت همرنگ نیل

16

ازین نامداران فراوان بکشت

بسی حمله بردند و ننمود پشت

17

بکشتند فرجام کارش به تیر

یکی آهنین کوه بد پیل گیر

18

وزان جایگه تیز لشکر براند

بسی نام دادار گیهان بخواند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

همی رفت منزل به منزل به راه

ز ره رنجه و مانده یکسر سپاه

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی اسکندر»بخش 29

اگلی نظم

چو نزدیکی نرم‌پایان رسید

نگه کرد و مردم بی‌اندازه دید

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی اسکندر»بخش 31

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور