فردوسی»شاهنامه»ضحاک»بخش 6 - شانزدهسالگی فریدون و آگاهی او از گذشته و سرنوشت پدرشبخش 6 - شانزدهسالگی فریدون و آگاهی او از گذشته و سرنوشت پدرششاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فرید حامد و دیگرآڈیوفرید حامدخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفرید حامدخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچو بگذشت از آن بر فریدون دو هشتز البرز کوه اندر آمد به دشت22نقل کریںبر مادر آمد پژوهید و گفتکه بگشای بر من نهان از نهفت33نقل کریںبگو مر مرا تا که بودم پدر؟کیم من؟ ز تخم کدامین گهر؟44نقل کریںچه گویم کیم بر سر انجمن؟یکی دانشی داستانم بزن55نقل کریںفرانک بدو گفت کای نامجویبگویم تو را هر چه گفتی بگوی66نقل کریںتو بشناس کز مرز ایران زمینیکی مرد بد نام او آبتین77نقل کریںز تخم کیان بود و بیدار بودخردمند و گرد و بیآزار بود88نقل کریںز طهمورث گرد بودش نژادپدر بر پدر بر همی داشت یاد99نقل کریںپدر بد تو را و مرا نیک شوینبد روز روشن مرا جز بدوی1010نقل کریںچنان بد که ضحاک جادوپرستاز ایران به جان تو یازید دست1111نقل کریںاز او من نهانت همی داشتمچه مایه به بد روز بگذاشتم1212نقل کریںپدرت آن گرانمایه مرد جوانفدی کرده پیش تو روشن روان1313نقل کریںابر کتف ضحاک جادو دو ماربرست و برآورد از ایران دمار1414نقل کریںسر بابت از مغز پرداختندهمان اژدها را خورش ساختند1515نقل کریںسرانجام رفتم سوی بیشهایکه کس را نه زآن بیشه اندیشهای1616نقل کریںیکی گاو دیدم چو خرم بهارسراپای نیرنگ و رنگ و نگار1717نقل کریںنگهبان او، پای کرده بهکشنشسته به بیشه درون شاهفش1818نقل کریںبدو دادمت روزگاری درازهمی پروردیدت به بر بر به ناز1919نقل کریںز پستان آن گاو طاووس رنگبرافراختی چون دلاور پلنگ2020نقل کریںسرانجام زآن گاو و آن مرغزاریکایک خبر شد سوی شهریار2121نقل کریںز بیشه ببردم تو را ناگهانگریزنده ز ایوان و از خان و مان2222نقل کریںبیامد بکشت آن گرانمایه راچنان بیزبان مهربان دایه را2323نقل کریںوز ایوان ما تا به خورشید خاکبرآورد و کرد آن بلندی مغاک2424نقل کریںفریدون چو بشنید بگشاد گوشز گفتار مادر برآمد به جوش2525نقل کریںدلش گشت پردرد و سر پر ز کینبه ابرو ز خشم اندر آورد چین2626نقل کریںچنین داد پاسخ به مادر که شیرنگردد مگر ز آزمایش دلیر2727نقل کریںکنون کردنی کرد جادوپرستمرا برد باید به شمشیر دست2828نقل کریںبپویم به فرمان یزدان پاکبرآرم ز ایوان ضحاک خاک2929نقل کریںبدو گفت مادر که این رای نیستتو را با جهان سر به سر پای نیست3030نقل کریںجهاندار ضحاک با تاج و گاهمیان بسته فرمان او را سپاه3131نقل کریںچو خواهد ز هر کشوری صدهزارکمر بسته او را کند کارزار3232نقل کریںجز این است آیین پیوند و کینجهان را به چشم جوانی مبین3333نقل کریںکه هر کاو نبید جوانی چشیدبه گیتی جز از خویشتن را ندید3434نقل کریںبدان مستی اندر دهد سر ببادتو را روز جز شاد و خرم مباد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنشد سیر ضحاک از آن جست جویشد از گاو گیتی پر از گفتگویفردوسی»شاهنامه»ضحاک»بخش 5 - کشته شدن گاو برمایهاگلی نظمچنان بُد که ضحاک را روز و شببه نام فریدون گشادی دو لبفردوسی»شاهنامه»ضحاک»بخش 7 - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر◆آڈیوصداکار منتخب کریںفرید حامدحمیدرضا محمدیفرشید ربانیفرهاد بشیریانمحمدیزدانی جویندهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنشد سیر ضحاک از آن جست جویشد از گاو گیتی پر از گفتگویفردوسی»شاهنامه»ضحاک»بخش 5 - کشته شدن گاو برمایه
اگلی نظمچنان بُد که ضحاک را روز و شببه نام فریدون گشادی دو لبفردوسی»شاهنامه»ضحاک»بخش 7 - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر