صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. فردوسی
  2. »شاهنامه
  3. »پادشاهی اسکندر
  4. »بخش 34

بخش 34

شاعر: فردوسی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

سکندر سوی روشنایی رسید

یکی بر شد کوه رخشنده دید

2

زده بر سر کوه خارا عمود

سرش تا به ابر اندر از چوب عود

3

بر هر عمودی کنامی بزرگ

نشسته برو سبز مرغی سترگ

4

به آواز رومی سخن راندند

جهاندار پیروز را خواندند

5

چو آواز بشنید قیصر برفت

به نزدیک مرغان خرامید تفت

6

بدو مرغ گفت ای دلارای رنج

چه جویی همی زین سرای سپنج

7

اگر سر برآری به چرخ بلند

همان بازگردی ازو مستمند

8

کنون کامدی هیچ دیدی زنا

وگر کرده از خشت پخته بنا

9

چنین داد پاسخ کزین هر دو هست

زنا و برین گونه جای نشست

10

چو بشنید پاسخ فروتر نشست

درو خیره شد مرد یزدان‌پرست

11

بپرسید کاندر جهان بانگ رود

شنیدی و آوای مست و سرود

12

چنین داد پاسخ که هر کو ز دهر

ز شادی همی برنگیرند بهر

13

ورا شاد مردم نخواند همی

وگر جان و دل برفشاند همی

14

به خاک آمد از بر شده چوب عمود

تهی ماند زان مرغ رنگین عمود

15

بپرسید دانایی و راستی

فزونست اگر کمی و کاستی

16

چنین داد پاسخ که دانش پژوه

همی سرفرازد ز هر دو گروه

17

به سوی عمود آمد از تیره خاک

به منقار چنگالها کرد پاک

18

ز قیصر بپرسید یزدان‌پرست

به شهر تو بر کوه دارد نشست

19

بدو گفت چون مرد شد پاک‌رای

بیابد پرستنده بر کوه جای

20

ازان چوب جوینده شد بر کنام

جهانجوی روشن‌دل و شادکام

21

به چنگال می‌کرد منقار تیز

چو ایمن شد از گردش رستخیز

22

به قیصر بفرمود تا بی‌گروه

پیاده شود بر سر تیغ کوه

23

ببیند که تا بر سر کوه چیست

کزو شادمان را بباید گریست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

وزان جایگه شاد لشگر براند

بزرگان بیدار دل را بخواند

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی اسکندر»بخش 33

اگلی نظم

سکندر چو بشنید شد سوی کوه

به دیدار بر تیغ شد بی‌گروه

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی اسکندر»بخش 35

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور