فردوسی»شاهنامه»پادشاهی یزدگرد»بخش 17بخش 17شاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکار: فرشید ربانیآڈیوفرشید ربانیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفرشید ربانیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچو بگذشت سال از برم شست و پنجفزون کردم اندیشه و درد و رنج2نقل کریںبه تاریخ شاهان نیاز آمدمبه پیش اختر دیرساز آمدم3نقل کریںبزرگان و بادانش آزادگاننبشتند یکسر همه رایگان4نقل کریںنشسته نظاره من از دورشانتو گفتی بدم پیش مزدورشان5نقل کریںجز احسنت از ایشان نبُد بهرهامبِکَفت اندر احسنتشان زهرهام6نقل کریںسر بدرههای کهن بسته شدوزان بند روشن دلم خسته شد7نقل کریںازین نامور نامداران شهرعلی دیلمی بود کو راست بهر8نقل کریںکه همواره کارش بخوبی روانبه نزد بزرگان روشنروان9نقل کریںحسین قتیب است از آزادگانکه از من نخواهد سخن رایگان10نقل کریںازویم خور و پوشش و سیم و زروزو یافتم جنبش و پای و پر11نقل کریںنیَم آگه از اصل و فرع خراجهمیغلتم اندر میان دواج12نقل کریںجهاندار اگر نیستی تنگدستمرا بر سر گاه بودی نشست13نقل کریںچو سال اندر آمد به هفتاد و یکهمی زیر بیت اندر آرم فلک14نقل کریںهمی گاه محمود آباد بادسرش سبز باد و دلش شاد باد15نقل کریںچنانش ستایم که اندر جهانسخن باشد از آشکار و نهان16نقل کریںمرا از بزرگان ستایش بودستایش ورا در فزایش بود17نقل کریںکه جاوید باد آن خردمند مردهمیشه به کام دلش کار کرد18نقل کریںهمش رای و هم دانش و هم نسبچراغ عجم آفتاب عرب19نقل کریںسرآمد کنون قصهٔ یزدگردبه ماه سفندارمذ، روزِ اَرد20نقل کریںز هجرت شده پنج هشتاد باربه نام جهانداور کردگار21نقل کریںچو این نامورنامه آمد به بُنز من روی کشور شود پر سخُن22نقل کریںاز آن پس نمیرم که من زندهامکه تخم سخن من پراگندهام23نقل کریںهر آنکس که دارد هُش و رای و دینپس از مرگ، بر من کند آفرین◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچو بیژن سپه را همه راست کردبه ایرانیان بر کمین خواست کردفردوسی»شاهنامه»پادشاهی یزدگرد»بخش 16آڈیوصداکار منتخب کریںفرشید ربانیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچو بیژن سپه را همه راست کردبه ایرانیان بر کمین خواست کردفردوسی»شاهنامه»پادشاهی یزدگرد»بخش 16