صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. فردوسی
  2. »شاهنامه
  3. »داستان رستم و شغاد
  4. »بخش 7

بخش 7

شاعر: فردوسی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

چنین گفت رودابه روزی به زال

که از داغ و سوگ تهمتن بنال

22

همانا که تا هست گیتی فروز

ازین تیره‌تر کس ندیدست روز

33

بدو گفت زال ای زن کم خرد

غم ناچریدن بدین بگذرد

44

برآشفت رودابه سوگند خورد

که هرگز نیابد تنم خواب و خورد

55

روانم روان گو پیلتن

مگر باز بیند بران انجمن

66

ز خوردن یکی هفته تن باز داشت

که با جان رستم به دل راز داشت

77

ز ناخوردنش چشم تاریک شد

تن نازکش نیز باریک شد

88

ز هر سو که رفتی پرستنده چند

همی رفت با او ز بیم گزند

99

سر هفته را زو خرد دور شد

ز بیچارگی ماتمش سور شد

1010

بیامد به بستان به هنگام خواب

یکی مرده ماری بدید اندر آب

1111

بزد دست و بگرفت پیچان سرش

همی خواست کز مار سازد خورش

1212

پرستنده از دست رودابه مار

ربود و گرفتندش اندر کنار

1313

کشیدند از جای ناپاک دست

به ایوانش بردند و جای نشست

1414

به جایی که بودیش بنشاختند

ببردند خوان و خورش ساختند

1515

همی خورد هرچیز تا گشت سیر

فگندند پس جامهٔ نرم زیر

1616

چو باز آمدش هوش با زال گفت

که گفتار تو با خرد بود جفت

1717

هرانکس که او را خور و خواب نیست

غم مرگ با جشن و سورش یکیست

1818

برفت او و ما از پس او رویم

به داد جهان‌آفرین بگرویم

1919

به درویش داد آنچ بودش نهان

همی گفت با کردگار جهان

2020

که ای برتر از نام وز جایگاه

روان تهمتن بشوی از گناه

2121

بدان گیتیش جای ده در بهشت

برش ده ز تخمی که ایدر بکشت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

فرامرز چون سوک رستم بداشت

سپه را همه سوی هامون گذاشت

فردوسی»شاهنامه»داستان رستم و شغاد»بخش 6

اگلی نظم

چو شد روزگار تهمتن به سر

به پیش آورم داستانی دگر

فردوسی»شاهنامه»داستان رستم و شغاد»بخش 8

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور