صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. فردوسی
  2. »شاهنامه
  3. »جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب
  4. »بخش 33

بخش 33

شاعر: فردوسی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

چو بشنید خسرو ز دستان سخن

یکی دانشی پاسخ افگند بن

2

بدو گفت کای پیر پاکیزه مغز

همه رای و گفتارهای تو نغز

3

ز گاه منوچهر تا این زمان

نه‌ای جز بی‌آزار و نیکی گمان

4

همان نامور رستم پیلتن

ستون کیان نازش انجمن

5

سیاووش را پروراننده اوست

بدو نیکویها رساننده اوست

6

سپاهی که دیدند گوپال او

سر ترگ و برز و فر و یال او

7

بسی جنگ ناکرده بگریختند

همه دشت تیر و کمان ریختند

8

به پیش نیاکان من کینه‌خواه

چو دستور فرخ نماینده راه

9

وگر نام و رنج تو گیرم به یاد

بماند سخن تازه تا صد نژاد

10

ز گفتار چرب ار پژوهش کنم

ترا این ستایش نکوهش کنم

11

دگر هرچه پرسیدی از کار من

ز نادادن بار و آزار من

12

به یزدان یکی آرزو داشتم

جهان را همه خوار بگذاشتم

13

کنون پنج هفتست تا من به پای

همی خواهم از داور رهنمای

14

که بخشد گذشته گناه مرا

درخشان کند تیره گاه مرا

15

برد مر مرا ز این سپنجی سرای

بود در همه نیکوی رهنمای

16

نماند کز این راستی بگذرم

چو شاهان پیشین یپیچد سرم

17

کنون یافتم هرچه جستم ز کام

بباید پسیچید کآمد خرام

18

سحرگه مرا چشم بغنود دوش

ز یزدان بیامد خجسته سروش

19

که برساز کآمد گه رفتنت

سرآمد نژندی و ناخفتنت

20

کنون بارگاه من آمد به سر

غم لشکر و تاج و تخت و کمر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سر هفته را زال و رستم به هم

رسیدند بی‌کام دل پر ز غم

فردوسی»شاهنامه»جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب»بخش 32

اگلی نظم

غمی شد دل ایرانیان را ز شاه

همه خیره گشتند و گم کرده راه

فردوسی»شاهنامه»جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب»بخش 34

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور