فردوسی»شاهنامه»ضحاک»بخش 1 - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بودبخش 1 - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بودشاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: کیوان عاروان و دیگرآڈیوکیوان عاروانخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوکیوان عاروانخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچو ضحاک شد بر جهان شهریاربر او سالیان انجمن شد هزار22نقل کریںسراسر زمانه بدو گشت بازبرآمد بر این روزگار دراز33نقل کریںنهان گشت کردار فرزانگانپراگنده شد کام دیوانگان44نقل کریںهنر خوار شد جادویی ارجمندنهان راستی آشکارا گزند55نقل کریںشده بر بدی دست دیوان درازبه نیکی نرفتی سخن جز به راز66نقل کریںدو پاکیزه از خانهٔ جمّشیدبرون آوریدند لرزان چو بید77نقل کریںکه جمشید را هر دو دختر بدندسر بانوان را چو افسر بدند88نقل کریںز پوشیدهرویان یکی شهرنازدگر پاکدامن به نام ارنواز99نقل کریںبه ایوان ضحاک بردندشانبر آن اژدهافش سپردندشان1010نقل کریںبپروردشان از ره جادوییبیاموختشان کژی و بدخویی1111نقل کریںندانست جز کژی آموختنجز از کشتن و غارت و سوختن◆اگلی / پچھلی نظماگلی نظمچنان بد که هر شب دو مرد جوانچه کهتر چه از تخمهٔ پهلوانفردوسی»شاهنامه»ضحاک»بخش 2 - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک◆آڈیوصداکار منتخب کریںکیوان عاروانفرید حامدحمیدرضا محمدیفرشید ربانیفرهاد بشیریانمحمدیزدانی جویندهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمچنان بد که هر شب دو مرد جوانچه کهتر چه از تخمهٔ پهلوانفردوسی»شاهنامه»ضحاک»بخش 2 - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک