فردوسی»شاهنامه»ضحاک»بخش 2 - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاکبخش 2 - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاکشاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فرید حامد و دیگرآڈیوفرید حامدخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفرید حامدخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچنان بد که هر شب دو مرد جوانچه کهتر چه از تخمهٔ پهلوان22نقل کریںخورشگر ببردی به ایوان شاههمی ساختی راه درمان شاه33نقل کریںبکشتی و مغزش بپرداختیمر آن اژدها را خورش ساختی44نقل کریںدو پاکیزه از گوهر پادشادو مرد گرانمایه و پارسا55نقل کریںیکی نام ارمایل پاکدیندگر نام گرمایل پیشبین66نقل کریںچنان بد که بودند روزی به همسخن رفت هر گونه از بیش و کم77نقل کریںز بیدادگر شاه وز لشکرشو زان رسمهای بد اندر خورش88نقل کریںیکی گفت ما را به خوالیگریبباید بر شاه رفت آوری99نقل کریںو زان پس یکی چارهای ساختنز هر گونه اندیشه انداختن1010نقل کریںمگر زین دو تن را که ریزند خونیکی را توان آوریدن برون1111نقل کریںبرفتند و خوالیگری ساختندخورشها و اندازه بشناختند1212نقل کریںخورش خانهٔ پادشاه جهانگرفت آن دو بیدار دل در نهان1313نقل کریںچو آمد به هنگام خون ریختنبه شیرین روان اندر آویختن1414نقل کریںاز آن روزبانان مردمکُشانگرفته دو مرد جوان را کشان1515نقل کریںزنان پیش خوالیگران تاختندز بالا به روی اندر انداختند1616نقل کریںپر از درد خوالیگران را جگرپر از خون دو دیده پر از کینه سر1717نقل کریںهمی بنگرید این بدان آن بدینز کردار بیداد شاه زمین1818نقل کریںاز آن دو یکی را بپرداختندجز این چارهای نیز نشناختند1919نقل کریںبرون کرد مغز سر گوسفندبیامیخت با مغز آن ارجمند2020نقل کریںیکی را به جان داد زنهار و گفتنگر تا بیاری سر اندر نهفت2121نقل کریںنگر تا نباشی به آباد شهرتو را از جهان دشت و کوه است بهر2222نقل کریںبه جای سرش زان سری بیبهاخورش ساختند از پی اژدها2323نقل کریںاز این گونه هر ماهیان سی جواناز ایشان همی یافتندی روان2424نقل کریںچو گرد آمدی مرد از ایشان دویستبر آن سان که نشناختندی که کیست2525نقل کریںخورشگر بدیشان بزی چند و میشسپردی و صحرا نهادند پیش2626نقل کریںکنون کُرد از آن تخمه دارد نژادکه ز آباد ناید به دل برش یاد2727نقل کریںپس آیین ضحاک وارونهخویچنان بد که چون میبدش آرزوی2828نقل کریںز مردان جنگی یکی خواستیبکشتی چو با دیو برخاستی2929نقل کریںکجا نامور دختری خوبرویبه پرده درون بود بیگفتگوی3030نقل کریںپرستنده کردیش بر پیش خویشنه بر رسم دین و نه بر رسم کیش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچو ضحاک شد بر جهان شهریاربر او سالیان انجمن شد هزارفردوسی»شاهنامه»ضحاک»بخش 1 - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بوداگلی نظمچو از روزگارش چهل سال ماندنگر تا به سر برش یزدان چه راندفردوسی»شاهنامه»ضحاک»بخش 3 - کابوس ضحاک و پیشبینی موبدان برآمدن فریدون را◆آڈیوصداکار منتخب کریںفرید حامدحمیدرضا محمدیفرشید ربانیفرهاد بشیریانمحمدیزدانی جویندهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچو ضحاک شد بر جهان شهریاربر او سالیان انجمن شد هزارفردوسی»شاهنامه»ضحاک»بخش 1 - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود
اگلی نظمچو از روزگارش چهل سال ماندنگر تا به سر برش یزدان چه راندفردوسی»شاهنامه»ضحاک»بخش 3 - کابوس ضحاک و پیشبینی موبدان برآمدن فریدون را