فردوسی»شاهنامه»کیقباد»بخش 4بخش 4شاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںسپهدار ترکان دو دیده پرآبشگفتی فرو ماند ز افراسیاب22نقل کریںیکی مرد با هوش را برگزیدفرسته به ایران چنان چون سزید33نقل کریںیکی نامه بنوشت ارتنگواربرو کرده صد گونه رنگ و نگار44نقل کریںبه نام خداوند خورشید و ماهکه او داد بر آفرین دستگاه55نقل کریںوزو بر روان فریدون درودکزو دارد این تخم ما تار و پود66نقل کریںگر از تور بر ایرج نیکبختبد آمد پدید از پی تاج و تخت77نقل کریںبران بر همی راند باید سخنبباید که پیوند ماند به بن88نقل کریںگر این کینه از ایرج آمد پدیدمنوچهر سرتاسر آن کین کشید99نقل کریںبران هم که کرد آفریدون نخستکجا راستی را به بخشش بجست1010نقل کریںسزد گر برانیم دل هم براننگردیم از آیین و راه سران1111نقل کریںز جیحون و تا ماورالنهر برکه جیحون میانچیست اندر گذر1212نقل کریںبر و بوم ما بود هنگام شاهنکردی بران مرز ایرج نگاه1313نقل کریںهمان بخش ایرج ز ایران زمینبداد آفریدون و کرد آفرین1414نقل کریںازان گر بگردیم و جنگ آوریمجهان بر دل خویش تنگ آوریم1515نقل کریںبود زخم شمشیر و خشم خداینیابیم بهره به هر دو سرای1616نقل کریںو گر همچنان چون فریدون گردبه تور و به سلم و به ایرج سپرد1717نقل کریںببخشیم و زان پس نجوییم کینکه چندین بلا خود نیرزد زمین1818نقل کریںسراینده از سال چون برف گشتز خون کیان خاک شنگرف گشت1919نقل کریںسرانجام هم جز به بالای خویشنیابد کسی بهره از جای خویش2020نقل کریںبمانیم روز پسین زیر خاکسراپای کرباس و جای مغاک2121نقل کریںو گر آزمندیست و اندوه و رنجشدن تنگدل در سرای سپنج2222نقل کریںمگر رام گردد برین کیقبادسر مرد بخرد نگردد ز داد2323نقل کریںکس از ما نبینند جیحون بخوابوز ایران نیایند ازین روی آب2424نقل کریںمگر با درود و سلام و پیامدو کشور شود زین سخن شادکام2525نقل کریںچو نامه به مهر اندر آورد شاهفرستاد نزدیک ایران سپاه2626نقل کریںببردند نامه بر کیقبادسخن نیز ازین گونه کردند یاد2727نقل کریںچنین داد پاسخ که دانی درستکه از ما نبد پیشدستی نخست2828نقل کریںز تور اندر آمد نخستین ستمکه شاهی چو ایرج شد از تخت کم2929نقل کریںبدین روزگار اندر افراسیاببیامد به تیزی و بگذاشت آب3030نقل کریںشنیدی که با شاه نوذر چه کرددل دام و دد شد پر از داغ و درد3131نقل کریںز کینه به اغریرث پرخردنه آن کرد کز مردمی در خورد3232نقل کریںز کردار بد گر پشیمان شویدبنوی ز سر باز پیمان شوید3333نقل کریںمرا نیست از کینه و آز رنجبسیچیدهام در سرای سپنج3434نقل کریںشما را سپردم ازان روی آبمگر یابد آرامش افراسیاب3535نقل کریںبنوی یکی باز پیمان نوشتبه باغ بزرگی درختی بکشت3636نقل کریںفرستاده آمد بسان پلنگرسانید نامه به نزد پشنگ3737نقل کریںبنه برنهاد و سپه را براندهمی گرد بر آسمان برفشاند3838نقل کریںز جیحون گذر کرد مانند بادوزان آگهی شد بر کیقباد3939نقل کریںکه دشمن شد از پیش بیکارزاربدان گشت شادان دل شهریار4040نقل کریںبدو گفت رستم که ای شهریارمجو آشتی درگه کارزار4141نقل کریںنبد پیشتر آشتی را نشانبدین روز گرز من آوردشان4242نقل کریںچنین گفت با نامور کیقبادکه چیزی ندیدم نکوتر ز داد4343نقل کریںنبیره فریدون فرخ پشنگبه سیری همی سر بپیچد ز جنگ4444نقل کریںسزد گر هر آنکس که دارد خردبکژی و ناراستی ننگرد4545نقل کریںز زاولستان تا بدریای سندنوشتیم عهدی ترا بر پرند4646نقل کریںسر تخت با افسر نیمروزبدار و همی باش گیتی فروز4747نقل کریںوزین روی کابل به مهراب دهسراسر سنانت به زهراب ده4848نقل کریںکجا پادشاهیست بیجنگ نیستوگر چند روی زمین تنگ نیست4949نقل کریںسرش را بیاراست با تاج زرهمان گردگاهش به زرین کمر5050نقل کریںز یک روی گیتی مرو را سپردببوسید روی زمین مرد گرد5151نقل کریںازان پس چنین گفت فرخ قبادکه بیزال تخت بزرگی مباد5252نقل کریںبه یک موی دستان نیرزد جهانکه او ماندمان یادگار از مهان5353نقل کریںیکی جامهٔ شهریاری به زرز یاقوت و پیروزه تاج و کمر5454نقل کریںنهادند مهد از بر پنج پیلز پیروزه رخشان بکردار نیل5555نقل کریںبگسترد زر بفت بر مهد بریکی گنج کش کس ندانست مر5656نقل کریںفرستاد نزدیک دستان سامکه خلعت مرا زین فزون بود کام5757نقل کریںاگر باشدم زندگانی درازترا دارم اندر جهان بینیاز5858نقل کریںهمان قارن نیو و کشواد راچو برزین و خراد پولاد را5959نقل کریںبرافگند خلعت چنان چون سزیدکسی را که خلعت سزاوار دید6060نقل کریںدرم داد و دینار و تیغ و سپرکرا در خور آمد کلاه و کمر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبرفت از لب رود نزد پشنگزبان پر ز گفتار و کوتاه چنگفردوسی»شاهنامه»کیقباد»بخش 3اگلی نظموزانجا سوی پارس اندر کشیدکه در پارس بد گنجها را کلیدفردوسی»شاهنامه»کیقباد»بخش 5◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور