صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. فردوسی
  2. »شاهنامه
  3. »پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود
  4. »بخش 4

بخش 4

شاعر: فردوسی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

چو خورشید برزد سر از کوه و راغ

زمین شد به کردار زرین چراغ

2

جهاندار دارا سپه برگرفت

جهان چادر قیر بر سرگرفت

3

بیاورد لشکر ز رود فرات

به هامون سپه بیش بود از نبات

4

سکندر چو بشنید کامد سپاه

بزد کوس و آورد لشکر به راه

5

دو لشکر که آن را کرانه نبود

چو اسکندر اندر زمانه نبود

6

ز ساز و ز گردان هر دو گروه

زمین همچو دریا بد و گرد کوه

7

ز خفتان وز خنجر هندوان

ز بالا و اسپ وز برگستوان

8

دو رویه سپه برکشیدند صف

ز خنجر همی یافت خورشید تف

9

به پیش سپاه آوریدند پیل

جهان شد به کردار دریای نیل

10

سواران جنگ از پس و پیل پیش

همه برگرفته دل از جان خویش

11

تو گفتی هوا خون خروشد همی

زمین از خروشش بجوشد همی

12

ز بس نالهٔ بوق و هندی درای

همی کوه را دل برآمد ز جای

13

ز آواز اسپان و بانگ سران

چرنگیدن گرزهای گران

14

تو گفتی زمین کوه جنگی شدست

ز گرد آسمان روی زنگی شدست

15

به یک هفته گردان پرخاشجوی

به روی اندر آورده بودند روی

16

بهشتم برآمد یکی تیره گرد

بران سان که خورشید شد لاژورد

17

بپوشید دیدار ایران سپاه

گریزان برفتند از آن رزمگاه

18

سپاه سکندر پس اندر دمان

یکی پرغم و دیگری شادمان

19

سکندر بشد تا لب رودبار

بکشتند ز ایرانیان بی‌شمار

20

سپاه از لب رود برگاشتند

بفرمود تا رود بگذاشتند

21

به پیروزی آمد بران رزمگاه

کجا پیش بود آن گزیده سپاه

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سکندر چو بشنید کامد سپاه

پذیره شدن را بپیمود راه

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود»بخش 3

اگلی نظم

چو دارا ز پیش سکندر برفت

به هر سو سواران فرستاد تفت

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود»بخش 5

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور