صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. فردوسی
  2. »شاهنامه
  3. »پادشاهی اسکندر
  4. »بخش 14

بخش 14

شاعر: فردوسی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

ازان پس بفرمود کان جام زرد

بیارند پر کرده از آب سرد

22

همی خورد زان جام زر هرکس آب

ز شبگیر تا بود هنگام خواب

33

بخوردند آب از پی خرمی

ز خوردن نیامد بدو در کمی

44

بدان فیلسوف آن زمان شاه گفت

که این دانش از من نباید نهفت

55

که افزایش آب این جام چیست

نجومیست گر آلت هندویست

66

چنین داد پاسخ که ای شهریار

تو این جام را خوارمایه مدار

77

که این در بسی سالیان کرده‌اند

بدین در بسی رنجها برده‌اند

88

ز اختر شناسان هر کشوری

به جایی که بد نامور مهتری

99

بر کید بودند کین جام کرد

به روز سپید و شب لاژورد

1010

همی طبع اختر نگه داشتند

فراوان درین روز بگذاشتند

1111

تو از مغنیاطیس گیر این نشان

که او را کسی کرد ز آهن‌کشان

1212

به طبع این چنین هم شدست آب‌کش

ز گردون پذیره همی آب خوش

1313

همی آب یابد چو گیرد کمی

نبیند به روشن دو چشم آدمی

1414

چو گفتار دانا پسند آمدش

سخنهای او سودمند آمدش

1515

چنین گفت پیران میلاد را

که من عهد کید از پی داد را

1616

همی نشکنم تا بماند به جای

همی پیش او بود باید به پای

1717

که من یافتم زو چنین چار چیز

بروبر فزونی نجوییم نیز

1818

دو صد بارکش خواسته بر نهاد

صد افسر ز گوهر بران سر نهاد

1919

به کوه اندر آگند چیزی که بود

ز دینار وز گوهر نابسود

2020

چو در کوه شد گنجها ناپدید

کسی چهرهٔ آگننده ندید

2121

همه گنج با آنک کردش نهان

ندیدند زان پس کس اندر جهان

2222

ز گنج نهان کرده بر کوهسار

بیاورد با خویشتن یادگار

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بفرمود تا رفت پیشش پزشک

که علت بگفتی چو دیدی سرشک

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی اسکندر»بخش 13

اگلی نظم

ز میلاد چون باد لشکر براند

به قنوج شد گنجش آنجا بماند

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی اسکندر»بخش 15

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور