فردوسی»شاهنامه»سهراب»بخش 11بخش 11شاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدگر روز فرمود تا گیو و طوسببستند شبگیر بر پیل کوس22نقل کریںدر گنج بگشاد و روزی بدادسپه برنشاند و بنه برنهاد33نقل کریںسپردار و جوشنوران صد هزارشمرده به لشکر گه آمد سوار44نقل کریںیکی لشکر آمد ز پهلو به دشتکه از گرد ایشان هوا تیره گشت55نقل کریںسراپرده و خیمه زد بر دو میلبپوشید گیتی به نعل و به پیل66نقل کریںهوا نیلگون گشت و کوه آبنوسبجوشید دریا ز آواز کوس77نقل کریںهمی رفت منزل به منزل جهانشده چون شب و روز گشته نهان88نقل کریںدرخشیدن خشت و ژوپین ز گردچو آتش پس پردهٔ لاجورد99نقل کریںز بس گونهگونه سنان و درفشسپرهای زرین و زرینه کفش1010نقل کریںتو گفتی که ابری به رنگ آبنوسبرآمد ببارید زو سندروس1111نقل کریںجهان را شب و روز پیدا نبودتو گفتی سپهر و ثریا نبود1212نقل کریںازینسان بشد تا در دژ رسیدبشد خاک و سنگ از جهان ناپدید1313نقل کریںخروشی بلند آمد از دیدگاهبه سهراب گفتند کامد سپاه1414نقل کریںچو سهراب زان دیده آوا شنیدبه باره بیامد سپه بنگرید1515نقل کریںبه انگشت لشکر به هومان نمودسپاهی که آن را کرانه نبود1616نقل کریںچو هومان ز دور آن سپه را بدیددلش گشت پربیم و دم درکشید1717نقل کریںبه هومان چنین گفت سهراب گردکه اندیشه از دل بباید سترد1818نقل کریںنبینی تو زین لشکر بیکرانیکی مرد جنگی و گرزی گران1919نقل کریںکه پیش من آید به آوردگاهگر ایدون که یاری دهد هور و ماه2020نقل کریںسلیحست بسیار و مردم بسیسرافراز نامی ندانم کسی2121نقل کریںکنون من به بخت رد افراسیابکنم دشت را همچو دریای آب2222نقل کریںبه تنگی نداد ایچ سهراب دلفرود آمد از باره شاداب دل2323نقل کریںیکی جام میخواست از میگسارنکرد ایچ رنجه دل از کارزار2424نقل کریںوزانسو سراپردهٔ شهریارکشیدند بر دشت پیش حصار2525نقل کریںز بس خیمه و مرد و پردهسراینماند ایچ بر دشت و بر کوه جای◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگرازان به درگاه شاه آمدندگشاده دل و نیک خواه آمدندفردوسی»شاهنامه»سهراب»بخش 10اگلی نظمچو خورشید گشت از جهان ناپدیدشب تیره بر دشت، لشکر کشیدفردوسی»شاهنامه»سهراب»بخش 12◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور