فردوسی»شاهنامه»کیقباد»بخش 2بخش 2شاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچو رستم بدید آنک قارن چه کردچهگونه بود ساز ننگ و نبرد22نقل کریںبه پیش پدر شد بپرسید از ویکه با من جهان پهلوانا بگوی33نقل کریںکه افراسیاب آن بد اندیش مردکجا جای گیرد به روز نبرد44نقل کریںچه پوشد کجا برافرازد درفشکه پیداست تابان درفش بنفش55نقل کریںمن امروز بند کمرگاه اویبگیرم کشانش بیارم بروی66نقل کریںبدو گفت زال ای پسر گوشداریک امروز با خویشتن هوشدار77نقل کریںکه آن ترک در جنگ نر اژدهاستدر آهنگ و در کینه اَبر بلاست88نقل کریںدرفشش سیاهست و خفتان سیاهز آهنش ساعد ز آهن کلاه99نقل کریںهمه روی آهن گرفته به زرنشانی سیه بسته بر خود بر1010نقل کریںازو خویشتن را نگهدار سختکه مردی دلیرست و پیروز بخت1111نقل کریںبدو گفت رستم که ای پهلوانتو از من مدار ایچ رنجه روان1212نقل کریںجهان آفریننده یار منستدل و تیغ و بازو حصار منست1313نقل کریںبرانگیخت آن رخش رویینه سمبرآمد خروشیدن گاو دم1414نقل کریںچو افراسیابش به هامون بدیدشگفتید ازان کودک نارسید1515نقل کریںز ترکان بپرسید کین اژدهابدین گونه از بند گشته رها1616نقل کریںکدامست کین را ندانم به نامیکی گفت کاین پور دستان سام1717نقل کریںنبینی که با گرز سام آمدستجوانست و جویای نام آمدست1818نقل کریںبه پیش سپاه آمد افراسیابچو کشتی که موجش برآرد ز آب1919نقل کریںچو رستم ورا دید بفشارد رانبگردن برآورد گرز گران2020نقل کریںچو تنگ اندر آورد با او زمینفرو کرد گرز گران را به زین2121نقل کریںبه بند کمرش اندر آورد چنگجدا کردش از پشت زین پلنگ2222نقل کریںهمی خواست بردنش پیش قباددهد روز جنگ نخستینش داد2323نقل کریںز هنگ سپهدار و چنگ سوارنیامد دوال کمر پایدار2424نقل کریںگسست و به خاک اندر آمد سرشسواران گرفتند گرد اندرش2525نقل کریںسپهبد چو از چنگ رستم بجستبخائید رستم همی پشت دست2626نقل کریںچرا گفت نگرفتمش زیرکشهمی بر کمر ساختم بند خوش2727نقل کریںچو آوای زنگ آمد از پشت پیلخروشیدن کوس بر چند میل2828نقل کریںیکی مژده بردند نزدیک شاهکه رستم بدرید قلب سپاه2929نقل کریںچنان تا بر شاه ترکان رسیددرفش سپهدار شد ناپدید3030نقل کریںگرفتش کمربند و بفگند خوارخروشی ز ترکان برآمد بزار3131نقل کریںز جای اندر آمد چو آتش قبادبجنبید لشگر چو دریا ز باد3232نقل کریںبرآمد خروشیدن دار و کوبدرخشیدن خنجر و زخم چوب3333نقل کریںبران ترگ زرین و زرین سپرغمی شد سر از چاک چاک تبر3434نقل کریںتو گفتی که ابری برآمد ز کنجز شنگرف نیرنگ زد بر ترنج3535نقل کریںز گرد سواران در آن پهن دشتزمین شش شد و آسمان گشت هشت3636نقل کریںهزار و صد و شصت گرد دلیربه یک زخم شد کشته چون نره شیر3737نقل کریںبرفتند ترکان ز پیش مغانکشیدند لشگر سوی دامغان3838نقل کریںوزانجا به جیحون نهادند رویخلیده دل و با غم و گفتوگوی3939نقل کریںشکسته سلیح و گسسته کمرنه بوق و نه کوس و نه پای و نه سر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه شاهی نشست از برش کیقبادهمان تاج گوهر به سر برنهادفردوسی»شاهنامه»کیقباد»بخش 1اگلی نظمبرفت از لب رود نزد پشنگزبان پر ز گفتار و کوتاه چنگفردوسی»شاهنامه»کیقباد»بخش 3◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور