صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »لمعات
  3. »لمعۀ شانزدهم

لمعۀ شانزدهم

شاعر: عراقی

یک استاد از پس ظل خیال چندین صور مختلف واشکال متضاد می‌نماید، حرکات و سکنات و احکام و تصرفات همه بحکم او، و او پس پرده نهان، چون پرده براندازد ترا معلوم شود که حقیقت آن صور و افعال آن صور چیست؟

و کل الذیشاهدته فعل واحد

بمفرده لکن بحجب الاکنة

اذا ما ازال الستر لم ترغیره

و لمیبق بالاشکال، اشکال ریبة

آفتابی است حضرتش که دو کون

پیش او سایه بان همی یابم

سر: ان ربک واسع المغفرة، آن اقتضا می‌کند که جملۀ کاینات ستر او باشد.

و او فاعل پس آن سایه‌ بان:و هم لایشعرون، که اگر سر: والله خلقکم و ماتعملون، با ایشان غمزه زدی،‌ جبراً و قهراً همه را معلوم شدی که:

نسبت فعل و اقتدار بما

هم از آن رو بود که او باشد

هم از او دان که جان سجود کند

ابر هم ز آفتاب جود کند

والا: آن را که بخود وجود نبود فعل چگونه بود، اقتدارکی تواند بود؟

اصل همه فعل یکی است، الا آنست که در هر محلی رنگی دیگر می‌نماید و در هر جائی نامی دیگر باید: یسقی بماء واحد و نفضل بعضها علی بعض فی الاکل.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

محب سایۀ محبوبست، هر جا که رود در پی او رود. مصراع:

سایه از نور کی جدا باشد؟

عراقی»لمعات»لمعۀ پانزدهم

اگلی نظم

معشوق هر لحظه از دریچۀ هر صفتی با عاشق روی دیگر نماید،‌عین عاشق از پرتو روی او هر دم روشنائی دیگر یابد، هر چند جمال بیش عرضه کند، عشق غالب تر آید، و هرچند عشق مستولی‌تر گردد، جمال خوب‌تر نماید و بیگانگی معشوق از عاشق بیشتر شود، تا عاشق از جفای معشوق در عشق گریزد و از دو گانگی در یگانگی آویزد، گفته‌اند:‌ ظهور انوار بقدر استعداد است و فیض بقدر قابلیت.

گر ز خورشید بوم بی نور است

عراقی»لمعات»لمعۀ هفدهم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور