عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 18غزل شمارهٔ 18شاعر: عراقیوزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: انیاستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، سهیل قاسمیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںباز مرا در غمت واقعه جانی استدر دل زارم نگر، تا به چه حیرانی است22نقل کریںدل که ز جان سیر گشت خون جگر میخوردبر سر خوان غمت باز به مهمانی است33نقل کریںچون دل تنگم نشد شاد به تو یک زمانباز گذارش به غم، کو به غم ارزانی است44نقل کریںتا سر زلفین تو کرد پریشان دلمهیچ نگویی بدو کین چه پریشانی است؟55نقل کریںاز دل من خون چکید بر جگرم نم نماندتا ز غمت دیدهام در گهر افشانی است66نقل کریںآه! که در طالعم باز پراکندگی استبخت بد آخر بگو کین چه پریشانی است77نقل کریںرفت که بودی مرا کار به سامان، دریغ!نوبت کارم کنون بی سر و سامانی است88نقل کریںصبح وصالم بماند در پس کوه فراقروز امیدم چو شب تیره و ظلمانی است99نقل کریںوصل چو تو پادشه کی به گدایی رسد؟جستن وصلت مرا مایهٔ نادانی است1010نقل کریںخیز، دلا، وصل جو، ترک عراقی بگودوست مدارش، که او دشمن پنهانی است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز میکده تا چه شور برخاست؟کاندر همه شهر شور و غوغاستعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 17اگلی نظمز خواب، نرگس مست تو سر گران برخاستخروش و ولوله از جان عاشقان برخاستعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 19◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیسهیل قاسمیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمز خواب، نرگس مست تو سر گران برخاستخروش و ولوله از جان عاشقان برخاستعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 19