عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 32غزل شمارهٔ 32شاعر: عراقیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اایدوستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمشو، مشو، ز من خستهدل جدا ای دوستمکن، مکن، به کف اندُهم رها ای دوست2نقل کریںبرس، که بیتو مرا جان به لب رسید، برسبیا که بر تو فشانم روان، بیا ای دوست3نقل کریںبیا، که بیتو مرا برگ زندگانی نیستبیا، که بیتو ندارم سر بقا ای دوست4نقل کریںاگر کسی به جهان در، کسی دگر داردمن غریب ندارم مگر تو را ای دوست5نقل کریںچه کردهام که مرا مبتلای غم کردی؟چه اوفتاد که گشتی ز من جدا ای دوست؟6نقل کریںکدام دشمن بدگو میان ما افتاد؟که اوفتاد جدایی میان ما ای دوست7نقل کریںبگفت دشمن بدگو ز دوستان مگسلبرغم دشمن شاد از درم درآ ای دوست8نقل کریںاز آن نفس که جدا گشتی از من بیدلفتادهام به کف محنت و بلا ای دوست9نقل کریںز دار ضرب توام سکه بر وجود زدهمرا بر آتش محنت میازما ای دوست10نقل کریںچو از زیان منت هیچگونه سودی نیستمخواه بیش زیان من گدا ای دوست11نقل کریںز لطف گرد دل بیغمان بسی گشتیدمی به گرد دل پر غمان برآ ای دوست12نقل کریںز شادی همه عالم شدست بیگانهدلم که با غم تو گشت آشنا ای دوست13نقل کریںز روی لطف و کرم شاد کن بروی خودمکه کرد بار غمت پشت من دوتا ای دوست14نقل کریںز همرهی عراقی ز راه واماندمز لطف بر در خویشم رهی نما ای دوست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشاد کن جان من، که غمگین استرحم کن بر دلم، که مسکین استعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 31اگلی نظمکی ببینم چهرهٔ زیبای دوست؟کی ببوسم لعل شکرخای دوست؟عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 33زمینہم وزن و قافیہ نظمیںز حد گذشت جدایی میان ما ای دوستبیا بیا که غلام توام بیا ای دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 103آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشاد کن جان من، که غمگین استرحم کن بر دلم، که مسکین استعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 31
ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوستبیا بیا که غلام توام بیا ای دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 103