صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 260

غزل شمارهٔ 260

شاعر: عراقی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ارمیداری

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نمی‌دانم چه بد کردم، که نیکم زار می‌داری؟

تنم رنجور می‌خواهی، دلم بیمار می‌داری

2

ز درد من خبر داری، از اینم دیر می‌پرسی

به زاری کردنم شادی، از آنم زار می‌داری

3

دلم را خسته می‌داری ز تیر غم، روا باشد

به دست هجر جانم را چرا افگار می‌داری؟

4

چه آزاری ز من خود را؟ به آزاری نمی‌ارزم

که باشم؟ خود کیم؟ کز من چنین آزار می‌داری؟

5

مرا دشمن چه می‌داری؟ که نیکت دوست‌ می‌دارم

مرا چون یار می‌دانی، چرا اغیار می‌داری؟

6

مرا گویی مشو غمگین، که غمخوارت شوم روزی

ندانم آن کنون باری مرا غمخوار می‌داری

7

نهی بر جان من منت که خواهم داشت تیمارت

دلم خون شد ز تیمارت، نکو تیمار می‌داری

8

دریغا آنکه گهگاهی به دردم یاد می‌کردی

عزیزم داشتی اول، به آخر خوار می‌داری

9

به دردی قانعم از تو، به دشنامی شدم راضی

در این هم یاری‌ام ندهی، چگونه یار می‌داری؟

10

درین هم یاریم ندهی، به دشنامی عزیزم کن

به دردی قانعم از تو، چگونه یار می‌داری؟

11

به هر رویی که بتوانم من از تو رو نگردانم

اگر بر تخت بنشانی و گر بر دار می‌داری

12

به تو هر کس که فخر آرد، نداری عار از او، دانم

عراقی نیک بدنام است، از آن رو عار می‌داری

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نگارا، از وصال خود مرا تا کی جدا داری؟

چو شادم می‌توانی داشت، غمگینم چرا داری؟

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 259

اگلی نظم

چه خوش باشد دلا کز عشق یار مهربان میری

شراب شوق او در کام و نامش در زبان میری

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 261

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور