عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 213غزل شمارهٔ 213شاعر: عراقیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: اکردنتواننتوانصنف: غزلصداکار: مریم فقیهی کیاآڈیومریم فقیهی کیاخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیومریم فقیهی کیاخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںز دل، جانا، غم عشقت رها کردن توان؟ نتوانز جان، ای دوست، مهر تو جدا کردن توان؟ نتوان22نقل کریںاگر صد بار هر روزی برانی از بر خویشمشد آمد از سر کویت رها کردن توان؟ نتوان33نقل کریںمرا دردی است دور از تو، که نزد توست درمانشبگویی تو چنین دردی دوا کردن توان؟ نتوان44نقل کریںدریغا! رفت عمر من، ندیدم یک نفس رویتکنون عمری که فایت شد قضا کردن توان؟ نتوان55نقل کریںرسید از غم به لب جانم، رخت بنما و جان بستانکه پیش آن رخت جان را فدا کردن توان؟ نتوان66نقل کریںچه گویم با تو حال خود؟ که لطفت با تو خود گویدکه: با کمتر سگ کویت جفا کردن توان؟ نتوان77نقل کریںعراقی گر به درگاهت طفیل عاشقان آیددر خود را به روی او فرا کردن توان؟ نتوان◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمماهرخان، که داد عشق، عارض لاله رنگشانهان! به حذر شوید از غمزهٔ شوخ و شنگشانعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 212اگلی نظمنگارا از سر کویت گذر کردن توان؟ نتوانبه خوبی در همه عالم نظر کردن توان؟ نتوانعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 214◆آڈیوصداکار منتخب کریںمریم فقیهی کیاآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمماهرخان، که داد عشق، عارض لاله رنگشانهان! به حذر شوید از غمزهٔ شوخ و شنگشانعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 212
اگلی نظمنگارا از سر کویت گذر کردن توان؟ نتوانبه خوبی در همه عالم نظر کردن توان؟ نتوانعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 214