عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 50غزل شمارهٔ 50شاعر: عراقیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: رتافتدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهر شب دل پر خونم بر خاک درت افتدباشد که چو روز آید بروی گذرت افتد22نقل کریںزیبد که ز درگاهت نومید نگردد بازآن کس که به امیدی بر خاک درت افتد33نقل کریںآیم به درت افتم، تا جور کنی کمتراز بخت بدم گویی خود بیشترت افتد44نقل کریںمن خاک شوم، جانا، در رهگذرت افتمآخر به غلط روزی بر من گذرت افتد55نقل کریںگفتم که: بده دادم، بیداد فزون کردیبد رفت، ندانستم، گفتم: مگرت افتد66نقل کریںدر عمر اگر یک دم خواهی که دهی دادمناگاه چو وابینی رایی دگرت افتد77نقل کریںکم نال، عراقی، زانک این قصهٔ درد توگر شرح دهی عمری، هم مختصرت افتد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبیرخت جان در میان نتوان نهادبییقین پا بر گمان نتوان نهادعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 49اگلی نظمبنمای به من رویت، یارات نمیافتدآری چه توان کردن؟ با مات نمیافتدعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 51◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںهر شب دل پر خونم بر خاک درت افتدتا بو که چو روز آید بر وی گذرت افتدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 161◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبیرخت جان در میان نتوان نهادبییقین پا بر گمان نتوان نهادعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 49
اگلی نظمبنمای به من رویت، یارات نمیافتدآری چه توان کردن؟ با مات نمیافتدعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 51
هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتدتا بو که چو روز آید بر وی گذرت افتدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 161