صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2270

غزل شمارهٔ 2270

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ادمیکنم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

دل را به یاد روی کسی یاد می‌کنم

آیینه کرده‌ام گم و فریاد می‌کنم

22

بوی پیامی از چمن جلوه می‌رسد

از دیده تا دل آینه ایجاد می‌کنم

33

خاکم به باد می‌رود و آتشم به آب

انشای صلحنامهٔ اضداد می‌کنم

44

چون صبح بسکه فرصت پرواز نارساست

رنگ پریده را نفس امداد می‌کنم

55

علم و عمل فسانهٔ تمهید خواب کیست

عمریست هر چه می‌شنوم یاد می‌کنم

66

قد خمیده نسخهٔ تدبیر جانکنی است

سر گوشیی به تیشهٔ فرهاد می‌کنم

77

در ضمن ناله‌ای که دل از یاس می‌کشد

پروازهاست کز پرش آزاد می‌کنم

88

افسانهٔ تظلم حیرت شنیدنی است

دست بلندی از مژه ایجاد می‌کنم

99

دل آب گشت و خجلت جان سختی‌ام نرفت

آیینه می‌گدازم و فولاد می‌کنم

1010

مینای دل به ذوق خیالی شکسته‌ام

آرایش جهان پریزاد می‌کنم

1111

کیفیت میان تو باغ تصور است

مو در دماغ خامهٔ بهزاد می‌کنم

1212

بیدل خرابی‌ام نفس وحشتست و بس

دل نام عالمی‌که من آباد می‌کنم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اگردریا نگیرد خرده بر بیش و کم شبنم

ز مغروری ندارند این‌گل اندامان غم شبنم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2269

اگلی نظم

آمدم طرح بهار تازه‌ای انشا کنم

یک دوگلشن بشکفم چشمی به رویت واکنم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2271

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور