صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1511

غزل شمارهٔ 1511

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انهبود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

شب‌که وصل آغوش‌پرداز دل دیوانه بود

از هجوم زخم شوق آیینهٔ ما شانه بود

22

عشق‌می‌جوشید هرجاگرد شوخی‌داشت‌حسن

رنگ شمع از پرفشانی عالم پروانه بود

33

یاد آن عیشی‌که از رنگینی بیداد عشق

سیل در ویرانهٔ من باده در پیمانه بود

44

از محیط ما و من توفان‌کثرت اعتبار

نه صدف‌گل‌کرد اماگوهر یکدانه بود

55

از تپیدنهای دل رنگ دو عالم ربختند

هر کجا دیدم بنایی گرد این ویرانه بود

66

راز دل از وسعت مشرب به رسوایی‌کشید

دامن صحرا گریبان چاکی دیوانه بود

77

خانه وبرانی به روی آتش من آب ریخت

سوختنها داشتم چون شمع با‌ کاشانه بود

88

جرم آزادیست‌کر نشناخت ما را هیچکس

معنی بیرنگ ما از لفظ پر بیگانه بود

99

عالمی را سعی ما و من به خاموشی رساند

بهر خواب مرگ شور زندگی افسانه بود

1010

اختلاط خلق جز ژولیدگی صورت نبست

هر دو عالم پیچش یک گیسوی بی‌شانه بود

1111

چشم‌لطف‌از سخت‌رویان‌داشتن بی‌دانشی‌ست

سنگ در هرجا نمایان‌گشت آتشخانه بود

1212

دوش حیرانم چه می‌پیمود اشک از بیخودی

کز مژه تا خاک کویش لغزش مستانه بود

1313

مفت سامان ادب کز جلوه غافل می‌روبم

چشم واکردن دلیل وضع گستاخانه بود

1414

هرکجا رفتیم سیر خلوت دل داشتیم

بیدل‌آ‌غوش فلک هم روزنی زین خانه بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شب که در یادت سراپایم زبان ناله بود

خواستم رنگی بگردانم عنان ناله بود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1510

اگلی نظم

محوتسلیمیم اما سجده لغزش مایه بود

سر خط پیشانی ما را مداد از سایه بود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1512

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شب که سرو قامت او شمع این کاشانه بود

تا سحر گه بر گریزان پر پروانه بود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2632

مطرب از خود داشت جوش سینه گلهای باغ

ناله بلبل درین بستانسرا بیگانه بود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2633

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور