صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 561

غزل شمارهٔ 561

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اهاست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

آفت سر و برگ هوس آرایی جاه است

سر باختن شمع ز سامان‌کلاه است

22

غافل مشو از فیض سیه‌روزی عشاق

نیل شب ما غازه‌کش چهرهٔ ماه است

33

با حسن تو آسان نتوان‌گشت مقابل

حیرت چقدر آینه را پشت و پناه است

44

یک چشم تر آورده‌ام از قلزم حیرت

این‌کشتی آیینه پر از جنس نگاه است

55

افسوس‌که در غنچه و بو فرق نکردم

دل رفت و من دلشده پنداشتم آه است

66

تا هست نفس رنگ به رویم نتوان‌یافت

تحریک هوا بال و پر وحشت کاه است

77

کو خجلت عصیان‌که محیط‌کرمش را

آرایش موج، از عرق شرم‌گناه است

88

زان جلوه به خود ساخت جهانی چه توان‌کرد

شب پرتو خورشید در آیینهٔ ماه است

99

جزسازنفس غفلت دل را سببی نیست

این خانه چو داغ از اثر دود سیاه است

1010

آنجاکه تکبرمنشان ناز فروشند

ماییم و شکستی که سزاوارکلاه است

1111

هرچند جهان وسعت یک‌گام ندارد

اما اگر از خویش برآیی همه راه است

1212

زندان جسد منظر قرب صمدی نیست

معراج خیالی تو و ره در بن چاه است

1313

از جلوه‌کسی ننگ تغافل نپسندد

بیدل مژه بر هم زدنت عجز نگاه است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تپیدن دل عشاق محوکسوت آه است

به حال شورش دریا زبان موج‌ گواه است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 560

اگلی نظم

خاک نمیم‌، ما را،‌کی فکر عجز و جاه است

گرد شکستهٔ ما بر فرق ماکلاه است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 562

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

خاک نمیم‌، ما را،‌کی فکر عجز و جاه است

گرد شکستهٔ ما بر فرق ماکلاه است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 562

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور