بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 75غزل شمارهٔ 75شاعر: بیدل دهلویوزن: مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فعقافیہ: ارخودراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبه شبنم صبح، اینگلستان، نشاند جوش غبار خود را عرق چو سیلاب از جبین رفت و ما نکردیم کار خود را22نقل کریںز پاس ناموس ناتوانی چو سایهام ناگزیر طاقتکه هرچه زین کاروان گران شد بهدوشم افکند بار خود را33نقل کریں به عمر موهوم تنگ فرصت فزود صد بیش و کم ز غفلتتو گر عیار عمل نگیری نفس چه داند شمار خود را44نقل کریں ز شرم مستی قدح نگون کن، دماغ هستی به وهم خون کنتو ای حباب از طرب چه داری پر از عدم کن کنار خود را55نقل کریں بلندی سر به جیب هستی، شد اعتبار جهان هستیکه شمع این بزم تا سحرگاه زنده دارد مزار خود را66نقل کریں به خویش اگر چشممیگشودی، چو موج دریا گره نبودیچه سحرکرد آرزوی گوهر که غنچه کردی بهار خود را77نقل کریں تو شخص آزاد پرفشانی قیامت است اینکه غنچه مانیفسرد خودداریت بهرنگیکه سنگ کردی شرار خود را88نقل کریں قدم به صد دشت و در گشادی، ز ناله در گوشها فتادیعنان به ضبط نفس ندادی طبیعت نی سوار خود را99نقل کریں وداع آرایش نگین کن، ز شرم دامان حرص چین کنمزن به سنگ از جنون شهرت چو نام عنقا وقار خود را1010نقل کریں اگر دلت زنگ کین زداید خلاف خلقت به پیش نایدصفای آیینه شرم دارد که خرده گیرد دچار خود را 1111نقل کریںبه در زن از مدعا چو بیدل ز الفت وهم پوچ بگسل بر آستان امید باطل، خجل مکن انتظار خود را ◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمستم است اگر هوست کشد که بهسیر سرو و سمن درآتو ز غنچه کم ندمیدهای، در دل گشا به چمن درآبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 74اگلی نظمنمیدزدد کس از لذات کاهشآفرین خود رافرو خوردهست شمع اینجا به ذوق انگبین خود رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 76◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمستم است اگر هوست کشد که بهسیر سرو و سمن درآتو ز غنچه کم ندمیدهای، در دل گشا به چمن درآبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 74
اگلی نظمنمیدزدد کس از لذات کاهشآفرین خود رافرو خوردهست شمع اینجا به ذوق انگبین خود رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 76