بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 96غزل شمارهٔ 96شاعر: بیدل دهلویوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: نگراہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسادگی باغیست طبع عافیتآهنگ راوقف طاووسان رعنا کن گل نیرنگ را2نقل کریںدل چو خون گردد بهار تازه رویی صید توستموج صهبا دام پرواز است مرغ رنگ را3نقل کریںطبع ظالم را قوی سرمایه سازد دستگاهسختی افزونتر کند الماس گشتن سنگ را4نقل کریںاز کواکب چشم نتوان داشت فیض تربیتناتوانبینیست لازم دیدههای تنگ را5نقل کریںمانع جولان شوقم پای خوابآلود نیستتار نتواند دهد افسردگی آهنگ را6نقل کریںخار شوق از پای مجنون غمت نتوان کشیدشیر کی خواهد جدا بیند ز ناخن چنگ را7نقل کریںبا نسیم خندهٔ گل غنچه از خود میروددل صدا باشد شکست شیشههای رنگ را8نقل کریںمیکند دل را غبار درد تعلیم خروشطوطی مینای ما آیینه داند سنگ را9نقل کریںگر نداری طاقت از اظهار دعوی شرم دارشوخی رفتار رسواییست پای لنگ را10نقل کریںزندگی در بند و قید رسم عادت مردن استدست، دست توست، بشکن این طلسم ننگ را11نقل کریںز آمد و رفت نفس آیینهٔ دل تیره شدموج صیقل آبیاری کرد بیدل زنگ را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر، دمی، بوس کفتگردد میسر تیغ راتا ابد رگهایگل بالد ز جوهر تیغ رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 95اگلی نظمعشق هرجا شوید از دلها غبار رنگ راریگ زیر آب خنداند شرار سنگ رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 97زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمطرب امشب ساز کن با ناله من چنگ راآتشی دیگر فروز این سوزناک آهنگ راجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 39خلق خوش چون صلح می سازد گوارا جنگ رامی نماید چرب نرمی مومیایی سنگ راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 107عشق هرجا شوید از دلها غبار رنگ راریگ زیر آب خنداند شرار سنگ رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 97آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر، دمی، بوس کفتگردد میسر تیغ راتا ابد رگهایگل بالد ز جوهر تیغ رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 95
اگلی نظمعشق هرجا شوید از دلها غبار رنگ راریگ زیر آب خنداند شرار سنگ رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 97
مطرب امشب ساز کن با ناله من چنگ راآتشی دیگر فروز این سوزناک آهنگ راجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 39
خلق خوش چون صلح می سازد گوارا جنگ رامی نماید چرب نرمی مومیایی سنگ راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 107