صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2711

غزل شمارهٔ 2711

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: رکندبازی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

درین مکتب‌ که باز آن طفل بازیگر کند بازی

که از علم آنچه تعلیمش دهی از برکند بازی

2

به قانون ادب سازان بزم دل چه پردازد

هوس مستی‌ که جای باده در ساغر کند بازی

3

نشاط طبع در ترک تکلف بیش می‌باشد

به خاک از فرش زرین طفل رنگین تر کند بازی

4

اسیر چرخم و شد عمرها کز شوق می‌خواهم

سپندم یک تپش بیرون این مجمرکند بازی

5

نمی‌دانم چه پردازد هوس در خانهٔ گردون

مگر باگردکانی چند ازین اخترکند بازی

6

به غیر از سوختن چیزی ندارد فرصت‌ کارت

شرر اول به دود آخر به خاکستر کند بازی

7

به خاک ز لهو مفکن جوهر پرداز همت را

کبوتر مایل پستی‌ست هرگه سرکند بازی

8

بدو نیک جهان رقاص وهم هستی است اما

کجا رندی‌کزین بازیچه بیرونترکند بازی

9

نگه‌گر نیستی اشکی شو و از خویش بیرون آ

چو مژگان چند پروازت به بال و پرکند بازی

10

قد پیری نمودارست طفلی تا به‌کی بیدل

کچه در خاک پنهان‌کن مبادت ترکند بازی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تبسم از لبت چون موج در گوهر کند بازی

نسیم از طره‌ات چون فتنه در محشر کند بازی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2710

اگلی نظم

گرفتم شوخیت با شورصد محشرکند بازی

می تمکین همان در ساغر گوهر کند بازی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2712

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

از موج گریه ما بر فلک اختر کند بازی

ز شور قلزم ما در صدف گوهر کند بازی

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6766

به گلزاری که آن شوخ پری‌پیکر کند بازی

غبارم چون پر طاووس گل بر سر کند بازی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2709

تبسم از لبت چون موج در گوهر کند بازی

نسیم از طره‌ات چون فتنه در محشر کند بازی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2710

گرفتم شوخیت با شورصد محشرکند بازی

می تمکین همان در ساغر گوهر کند بازی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2712

من و دیوانه‌خو طفلی ‌که هر جا سر کند بازی

دو عالم رنگ بر هم چیند و ابتر کند بازی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2713

نگه از مستی چشم تو با ساغر کند بازی

حیا از رنگ تمکین تو با گوهر کند بازی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2714

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور