صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1081

غزل شمارهٔ 1081

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اکرد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

دل‌گداخته بر شش جهت بغل واکرد

جهان به شیشه‌گرفت این پری چه انشاکرد

2

ستم نصیب دلم من کجا و درد کجا

نفس به‌ کوچهٔ نی رفت و ناله پیدا کرد

3

ز شرم چشم تو دارد خیالم انجمنی

که باید از عرقم سیر جام و مینا کرد

4

چه سحر بود که افسون بی‌نیازی عشق

مرا به خاک نشاند و ترا تماشاکرد

5

به فکر کار دل افتادم از چکیدن اشک

شکست شیشه به روبم در حلب واکرد

6

ازین بساط گذشتم‌.ولی نفهمیدم

که وضع پیکر خم با که این مدارا کرد

7

چو شمع صورت بیداری‌ام چه امکان داشت

سری‌ که رفت ز دوشم اشارت پا کرد

8

نهفت معنی مکشوف بی‌تاملی‌ام

نبستن مژه آفاق را معما کرد

9

جنون بیخودیی پیش برد سعی امل

که کار عالم امروز نذر فردا کرد

10

فسردنی است سرانجام عافیت‌طلبان

محیط این‌کره از رشتهٔ‌گهر واکرد

11

خیال اگر همه فردوس در بغل دارد

قفای زانوی حسرت نمی‌توان جا کرد

12

دلیل الفت اسباب غیر عسجز نبود

پر شکستهٔ ما سیر این قفسها کرد

13

نداشت ظاهر و مظهر جهان یکتایی

جنون آینه در دست خنده بر ما کرد

14

درین هوسکده از من چه دیده‌ای بیدل

به عالمی که نی‌ام بایدم تماشا کرد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

داغ بودم‌که چه خواهم به غمت انشا کرد

نقطهٔ اشک‌، روان‌گشت و خطی پیداکرد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1080

اگلی نظم

امروز بعد عمری دلدار یاد ما کرد

شرم تغافل آخر حق وفا ادا کرد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1082

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ز خط صفا لب میگون یار پیدا کرد

بهار نشأه این باده را دوبالا کرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3766

همین نه چشم مرا روشن آن دلارا کرد

که ذره ذره خاک مرا سویدا کرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3767

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور