صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1509

غزل شمارهٔ 1509

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اخوابیدهبود

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بسکه در ساز صفاکیشان حیا خوابیده بود

موی چینی رشته بست اما صدا خوابیده بود

2

کس به مقصد چشم نگشود از هجوم ما و من

کاروان در گرد آواز درا خوابیده بود

3

ای مکافات عمل پر بیخبر طی‌گشت عمر

در وداع هر نفس صبح جزا خوابید‌ه بود

4

با همه عبرت زتوفیق طلب ماندیم دور

چشم مالیدیم اما پای ما خوابیده بود

5

ما گمان آگهی بردیم ازبن بی‌دانشان

ورنه عالم یک قلم مژگان‌گشا خوابیده بود

6

عمرها شد انفعال غفلت از دل می‌کشیم

این ستمگر ساعتی از ما جدا خوابیده بود

7

سرکشی‌ کردیم از این غافل که آثار قبول

در تواضع خانهٔ قد دوتا خوابیده بود

8

زندگی افسانهٔ نیرنگ مژگان ‌که داشت

هرکه را دیدم درین ‌غفلت سرا خوابیده بود

9

فتنه‌خویی از تکلف‌ کرد بیدارم به پا

چون منی در سایهٔ برگ حنا خوابیده بود

10

همت قانع فریب راحت از مخمل نخورد

لاغری از پهلویم بر بوریا خوابیده بود

11

سخت بیدردانه جستیم از حضور آبله

هر قدم چشم تری در زبر پا خوابیده بود

12

آگهی توفان غفلت ریخت بیدل بر جهان

عالمی بیدار بود این فتنه تا خوابید‌ه بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هرکه را دیدم ز لاف ما و من شرمنده بود

شخص‌هستی‌چون‌سحر هرجانفس‌زد خنده‌بود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1508

اگلی نظم

شب که در یادت سراپایم زبان ناله بود

خواستم رنگی بگردانم عنان ناله بود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1510

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور