صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1127

غزل شمارهٔ 1127

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: وسمیسازد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

چو دندان ریخت نعمت حرص را مأیوس می‌سازد

صدف را بی‌گهرگشتن‌کف افسوس می‌سازد

2

تعلقهای هستی با دلت چندان نمی‌پاید

نفس را یک دو دم این آینه محبوس می‌سازد

3

چه سازد خلق عاجز تا نسازد با گرفتاری

قفس را بی‌پریها عالم مانوس می‌سازد

4

فلک بر شش جهت واکرده است آغوش رسوایی

خیال بی‌خبر با پرده ناموس می‌سازد

5

به ‌گمنامی قناعت ‌کن ‌که جاف بی‌حیا طینت

به سرها چرم گاوی می‌کشد تا کوس می‌سازد

6

تو خواهی شور عالم گیر و خواهی غلغل محشر

فلک زین‌ رنگ چندین نغمه‌ها محسو‌س می سازد

7

نفس زیر عرق می‌پرورد شرم حباب اینجا

به پاس آبرو هر شمع با فانوس می‌سازد

8

خموشی ختم‌گفت‌وگوست لب بربند و فارغ شو

همین یک نقطه کار درس صد قاموس می‌سازد

9

چه‌سحر است این‌که افسونکاری‌مشاطهٔ حیرت

به دستت می‌دهد آیینه و طاووس می‌سازد

10

به یاد آستانت‌ گر همه چین بر جبین بندم

ادب لب می‌کند ایجاد و وقف بوس می سازد

11

فغان بی‌وجد نازی نیست کز دل برکشد بیدل

برهمن‌زاده‌ای در ‌دیر ما ناقوس می‌سازد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نفس ‌با یک‌ جهان وحشت به‌ خاک‌ و آب می‌سازد

پرافشان نشئه‌ای با کلفت اسباب می‌سازد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1126

اگلی نظم

تا جلوهٔ بیرنگ تو بر قلب صور زد

تمثال ‌گرفت آینه در دست‌ و به در زد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1128

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور