بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 231غزل شمارهٔ 231شاعر: بیدل دهلویوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انیمماہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںزین گلستان درس دیدارکه میخوانیم مااینقدر آیینه نتوان شدکه حیرانیم ما22نقل کریںسنگ اینکهسار آسایش خیالی بیش نیستاز زمینگیری همان آتش به دامانیم ما33نقل کریںعالمی را وحشت ما چون سحرآوارهکردچینفروش دامن صحرای امکانیم ما44نقل کریںسینه چاک غیرتیم از ننگ همچشمی مپرسهرکه بر رویتگشاید چشم، مژگانیم ما55نقل کریںدر نفس آیینهٔ گرد سراغ ماگم استنالهٔ حیرت خرام ناتوانانیم ما66نقل کریںغیر عریانی لباسی نیست تا پوشدکسیازخجالت چون صدا در خویش پنهانیم ما77نقل کریںهرنفس باید عبث رسوای خودبینی شدنتا نمیپوشیم چشم ازخویش عریانیم ما88نقل کریںمشت خاک ما جنوندار دو عالم وحشت استاز رم آهو چه میپرسی بیابانیم ما99نقل کریںبیطواف نازش از خود رفتن ما هرزه استرنگ میباید بهگرد او بگردانیم ما1010نقل کریںدر تغافلخانهٔ ابروی او چین میکشیمعمرها شد نقشبند طاق نسیانیم ما1111نقل کریںنقطهای از سرنوشت عجزما روشن نشدچشم قربانی مگربر جبهه بنشانیم ما1212نقل کریںهرکه خواهد شبههای از هستی ما واکشدنامهٔ بیمطلب ننوشته عنوانیم ما1313نقل کریںنقش پا گلکردهایم اما درین عبرتسراهرکه در فکر عدم افتدگریبانیم ما1414نقل کریںچون نفس بیدل نسیم بینشان رنگیم، لیکرنگها پرواز دارد تا پرافشانیم ما◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمحیرتیم اما به وحشتها هماغوشیم ماهمچوشبنم با نسیم صبح همدوشیم مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 230اگلی نظمبا همه افسردگی مفت تماشاییم ماموجها دارد پری چندان که میناییم مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 232◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںجان به لب داریم و همچون صبح خندانیم مادست و تیغ عشق را زخم نمایانیم ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 281◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمحیرتیم اما به وحشتها هماغوشیم ماهمچوشبنم با نسیم صبح همدوشیم مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 230
اگلی نظمبا همه افسردگی مفت تماشاییم ماموجها دارد پری چندان که میناییم مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 232
جان به لب داریم و همچون صبح خندانیم مادست و تیغ عشق را زخم نمایانیم ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 281