صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1324

غزل شمارهٔ 1324

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: لبردهاند

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

روزگاری شد که از اهل وفا دل برده‌اند

رخت خود زین بحر گوهرها به ساحل برده اند

22

ماضی از مستقبل این انجمن پر می‌زند

آنچه پیش چشم می‌آرند از دل برده‌اند

33

رنگ حال هچکس بر هیچکس روشن نشد

شمع‌گل‌کردند یاران یا ز محفل برده‌اند

44

بر در ارباب دنیا حلقه می‌گرید چو چشم

از تغافل بس که آبروی سایل برده‌اند

55

با دو عالم جلوه یک تمثال پیدا نیستیم

صورت آیینهٔ ما از مقابل برده‌اند

66

شمع‌سان داریم از سر تا قدم یک عذر لنگ

رنگ هم از روی ما بسیارکاهل برده‌اند

77

از سر مو تا سر ناخن درین تسلیمگاه

هر چه آوردیم نذر تیغ قاتل برده‌اند

88

گرد ما مقصد تلاشان تا کجا گیرد قرار

نامه‌ها هرسو به بال سعی بسمل برده‌اند

99

سیر مینا بایدت‌ کردن پری بی‌پرده نیست

هرکجا بردند لیلی را به محمل برده‌اند

1010

در سراغ عافیت بیهوده می‌سوزی نفس

زین بیابان رفتگان با خویش منزل برده‌ا‌ند

1111

از فسون سحرکاریهای این مزرع مپرس

خلق خرمن می کند اوهام حاصل برده‌اند

1212

این نهال باغ حسرت از چه حرمان آب داشت

دود پیش آمد به هرجا نام بیدل برده‌اند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از شکست رنگم آب روی شاهی داده‌اند

همچو موجم سر به سیر کج‌کلاهی داده‌اند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1323

اگلی نظم

غفلت آهنگان که دل را ساز غوغا کرده‌اند

از نفس بر خانهٔ آیینه‌، در واکرده‌اند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1325

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور