صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1070

غزل شمارهٔ 1070

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

قافیہ: اکهمیبرد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

آه به دوستان دگر عرض دعا که می‌برد

اشک چکید و ناله رفت‌، نامهٔ ما که می‌برد

2

توأم گل دمیده‌ایم دامن صبح چیده‌ایم

در چمنی‌که رنگ ماست بوی وفا که می‌برد

3

نغمهٔ محفل‌کرم وقف جنون سایل است

ورنه به عرض مدعا عرض حیا که می‌برد

4

ننگ هوس نمی‌کشد دولت بی‌زوال ما

بر در کبریای فقر نام هما که می‌برد

5

کرد کشاکش هوس مفلست از شکوه ناز

آگهی اینکه از کفت رنگ حنا که می‌برد

6

هرکه‌ گذشت ازین‌ چمن ریشهٔ‌ حسرتش بجاست

این همه‌ کاروان رنگ رو به قفا که می‌برد

7

آینهٔ حضور دل تحفهٔ دیر و کعبه نیست

آنچه نثار نازتست در همه جاکه می‌برد

8

از غم هستی و عدم یاد تو کرد فارغم

خاک مرا به باد هم ازتو جدا که می برد

9

شمع چو وقت دررسد خفته به بال وپررسد

رفتن اگر به سر رسد زحمت پا که می‌برد

10

تا به فلک دلیل ما چشم‌گشودن‌ست و بس

کوری اگرنه ره زند کف به عصاکه می‌برد

11

بیدل از الفت هوس نگذر و راه انس‌ گیر

منتظر طلب مباش ننگ بیاکه می‌برد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

فکر خویشم آخر از صحرای امکان می‌برد

همچو شمع آن سوی دامانم‌ گریبان می‌برد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1069

اگلی نظم

یک سر مو گر هوس از فکر جاهی بگذرد

پشم ما بالد به حدی ‌کز کلاهی بگذرد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1071

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور