صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1046

غزل شمارهٔ 1046

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: نیدارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تک و پوی نفس از عالم عبرت فنی دارد

مپرس از بازگشتن قاصد ما رفتنی دارد

2

تجرد هم دپن محفل خجالت می‌کند سامان

جهان تاگفتگو دارد مسیحا سوزنی دارد

3

ز هرجا سر برون آری قیامت می‌کند توفان

همین‌در پردهٔ خاک‌است‌ اگر کس‌ مامنی دارد

4

به‌برکن خرقهٔ تسلیم و ازآفات ایمن زی

بقدر پهلوی لاغر ضعیفی جوشنی دارد

5

به سامانست درخورد کدورت دعوی هستی

دلیل امتحان این بس ‌که جانداری تنی دارد

6

گران‌بر طبع‌یکدیگر مباش از لاف‌خودسنجی

ترازوی‌نفس همسنگ‌چندین‌من‌، منی دارد

7

ندارد سعی مردن آنقدر زورآزماییها

کمال پهلوانی سر به خاک افکندنی دارد

8

نگین‌خاتم ملک‌سلیمان درکف‌است اینجا

همه‌گر سنگ باشد دل به دست آوردنی دارد

9

نشان‌ ‌دل نیابی تا طلسم جسم نشکافی

همه‌گنجیم اماگنج جا در مدفنی دارد

10

زسیر سرنوشت این دشت تنگی‌ کرد بر دلها

به هرجا کسوت ما چین ندارد دامنی دارد

11

تأمل ‌گر نگردد هر زمان توفیق آزادی

شرر هم در دل سنگ آب در پرویزنی دارد

12

حیا از طینت‌ما جز ادب چیزی نمی‌خواهد

فضولی‌گر همه از خود برآیی‌ ؟؟دنی دارد

13

نمی‌دانم ‌چه خرمن‌ می‌کنم زین ‌کشت بیحاصل

نفس تا ریشه‌اش ‌باقی‌ست ‌دل‌برکندنی دارد

14

زگفتن چرب‌و نرمی خواه و از دیدن‌حیا بیدل

بهار پسته و بادام هریک روغنی دارد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ضعیفی‌ها بیان عجز طاقت برنمی‌دارد

سجود مشت خاک اظهار طاعت برنمی‌دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1045

اگلی نظم

مگر با نقش پایت مژدهٔ جوشیدنی دارد

که همچون مو خط پیشانی‌ام بالیدنی دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1047

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

فروغ دل مرا از نور مهر و مه غنی دارد

نخواهد شمع دیگر هر که را دل روشنی دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2962

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور