صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1031

غزل شمارهٔ 1031

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: اگفتگودارد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

مگو رند از می و زاهد زتقوا گفتگو دارد

دماغ عشق سرشار است و هرجا گفتگو دارد

2

عدم‌ از سرمه ‌جوشانده‌ست‌ شور محفل امکان

تأمل کن خموشی تا کجاها گفتگو دارد

3

جهان ‌بزمی‌ست‌، نفرین ‌و ستایش‌ نغمهٔ سازش

سراپا گوش باید بود دنیا گفتگو دارد

4

ز بس برده‌ست افسون امل از خود جهانی را

گر از امروز می‌پرسی ز فردا گفتگو دارد

5

ندارد صرفهٔ غیرت به جنگ سایه رو کردن

خجالت نقد بیکاری‌که با ما گفتگو دارد

6

نباشد گر نوای زهد و تقوا دردسر کمتر

به بزم ما قدح‌گوش است و مینا گفتگو دارد

7

اسیر تنگنای کلفتم از هرزه‌پروازی

غبارم گر نفس دزدد به صحرا گفتگو دارد

8

سراغ عافیت خواهی ز ما و من تبرا کن

ندارد بوی جمعیت زبان تا گفتگو دارد

9

نفس وحشت‌نگار گرد از خود رفتن است اینجا

صریر خامه‌ای در لغزش پا گفتگو دارد

10

اثرهای کمال وحدت است افسانهٔ کثرت

برای خود خیال شخص تنها گفتگو دارد

11

نگردد محرم راز دهانش هیچکس بیدل

مگر لعلش‌که از شرح معما گفتگو دارد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پر افشانده‌ام با اوج عنقا گفتگو دارد

غبار رفته از خود با ثریا گفتگو دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1030

اگلی نظم

این دور، دور حیز است‌، وضع متین که دارد

باد و بروت مردی غیر از سرین که دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1032

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور