صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2450

غزل شمارهٔ 2450

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: انکردن

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بی سیر عبرتی نیست ترک حیا نکردن

چیزی به پیش دارد سر بر هوا نکردن

2

هنگامهٔ رعونت مندیش خاصهٔ شمع

در هر سرآتشی هست تا نقش پا نکردن

3

آیینهٔ حضوریم اما چه می‌توان‌کرد

شرمت به‌ دیدهٔ ما زد قفل وا نکردن

4

در بارگاه اکرام مصنوع بی‌یقینی است

با یک جهان اجابت غیر از دعا نکردن

5

ازشوخ چشمی ما آن جلوه ماند محجوب

داد از جنون نگاهی آه از حیا نکردن

6

هر چند رنگ نازت مشاطهٔ غنا بود

بر خون ما ستم‌کرد یاد حنا نکردن

7

حیفست محرم بحر بر موج خرده‌ گیرد

با خلق‌ بی‌حیایی ‌ست شرم از خدا نکردن

8

قلقل نواست مینا، ای ساقیان صفیری

بر رنگ رفتهٔ ما تاکی صدا نکردن

9

وصل‌گهر درین‌بحر، موقوف بی‌تلاشی است

ای موج،‌ مصلحت نیست ترک شنا نکردن

10

نقد غنایم عمر واجستم از رفیقان

گفتند: دامن هم ازکف رها نکردن

11

انجام‌کار چون موج منظور هیچکس نیست

عمریست می‌رود پیش رو بر قفا نکردن

12

محجوب گفتگوییم مقدور جستجوییم

گفتار ما خموشی‌ست کردار ما نکردن

13

بیدل غم علایق حیف است بار دوشت

سر نیست اینکه باید از تن جدا نکردن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دل روشن چه لازم تیره از عرض هنر کردن

ز جوهر خانهٔ آیینه را زیر و زبر کردن

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2449

اگلی نظم

اگر مشت غبار خود پر‌یشان می‌توان‌کردن

به چشم هر دو عالم ناز مژگان می‌توان‌کردن

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2451

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور