صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1148

غزل شمارهٔ 1148

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ابمیریزد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

به هرکجا مژه‌ام رنگ خواب می‌ریزد

گداز شرم به رویم گلاب می‌ریزد

2

مباش بیخبر از درس بی‌ثباتی عمر

که هر نفس ورقی زین‌ کتاب می‌ریزد

3

صفای دل کلف‌اندود گفتگو مپسند

نفس برآتش آیینه‌، آب می‌ریزد

4

ز تنگنای جسد عمرهاست تاخته‌ایم

هنوز قامت پیری رکاب می‌ریزد

5

گلی که رنگ دو عالم غبار شوخی اوست

چو غنچه خون مرا در نقاب می‌ریزد

6

خوشم به یاد خیالی‌که‌گلبن چمنش

گل نظاره در آغوش خواب می ریزد

7

گداز دل به نم اشک عرض نتوان داد

محیط‌، آب رخی از سحاب می‌ریزد

8

ز خویش رفتن عاشق بهار جلوهٔ اوست

شکست رنگ سحر، آفتاب می‌ریزد

9

مخور ز شیشهٔ گردون فریب ساغر امن

که سنگ رفته به جای شراب می‌ریزد

10

ز بیقراری خود سیل هستی خویشم

چو اشک رنگ بنای من آب می‌ریزد

11

به حرف لب مگشا تا توانی ای بیدل

که آبروی نفس چون حباب می‌ریزد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به ‌گرمی نگه از شعله تاب می‌ریزد

به نرمی سخن از گوهر آب می‌ریزد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1147

اگلی نظم

خطی‌ که بر گل روی تو آب می‌ریزد

به سایه آب رخ آفتاب می‌ریزد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1149

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

به ‌گرمی نگه از شعله تاب می‌ریزد

به نرمی سخن از گوهر آب می‌ریزد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1147

خطی‌ که بر گل روی تو آب می‌ریزد

به سایه آب رخ آفتاب می‌ریزد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1149

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور